اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٨٣ - مؤمنان روزگاران
التَّابِعِينَ، مِنْ يَومِنا هذا الى يَوْمِ الدِّينِ وَ عَلى ازْواجِهِمْ وَ عَلى ذُرِّياتِهِمْ، وَ عَلى مَنْ اطاعَكَ مِنْهُمْ. بارخدايا! بر ايشان درود فرست و از صلوات و رحمت خود برخوردارشان ساز؛ درود و رحمتى كه همه وجود آنها را فرو پوشد و ذهن و دلشان را لبريز سازد و رفتارشان را به سامان آوَرَد، تا گِرد گناه و نافرمانى تو نگردند و از هرچه كه آنها را از عبوديت تو بازمىدارد و سخط و خشم تو را فراهم مىآوَرَد، روى گردانند، حتّا درباره آن نينديشند: صَلاةً تَعْصِمُهُمْ بِها مِنْ مَعْصِيَتِكَ.
درود و رحمتى كه در پرتو آن فراخناى بهشتِ فردوس را ميراث برند و در آنجا بمانند: وَ تَفْسَحُ لَهُمْ فِى رياضِ جَنَّتِكَ. درودى كه آنها را، از نيرنگ ديو (شيطان) حفظ كند، تا بر سر راه آنها نايستد و در كمينشان ننشيند، سپس از پيش و پس و راست و چپشان نيايد و بيشترشان را از سپاسگزارى تو باز ندارد. كردارشان را در چشمشان نيارايد و از راهى كه بايد بروند بازشان ندارد. گامهاى او را پى نگيرند، در زشتى و بدى و پلشتى او را فرمان نبرند، و آنها را به كار زشت واندارد و از فقر و تنگدستى نترساند. به آرزوهاى درازشان سرگرم نكند و به فريب و غرورشان نيفكند: وَ تَمْنَعُهُم بِها مِنْ كَيْدِ الشَّيْطانِ. درودى سرشار، تا آنها را در كارهاى نيكويى كه توفيق انجام آن را از تو طلبيدهاند، مدد رسانَد و از رخدادها و رويدادهاى ناخوشايند و ناگوار نگاهِشان دارد، و بشارتهاى نيكو آورد: وَ تُعِينُهُمْ بِها عَلى ما استَعانُوكَ عَلَيْهِ مِنْ بِرٍّ، وَ تَقِيهُمْ مِنْ طَوارِقِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ، الّا طارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ. درودى كه در پرتو آن به دادههاى تو خشنود باشند و جز به تو چشم اميد نبندد و جز به نعمتهاى تو دل نسپارند و از آن چه در دست خلق مىبينند، خود را بىنياز انگارند و بر درِ اربابِ بىمروّتِ دنيا ننشينند و صلاىِ استغناى از خلق سَردهند، تا شوقشان تنها تو باشى و بيمشان تنها از تو. وَ تَبْعَثُهُمْ بِها عَلى اعْتِقادِ حُسْنِ الرَّجاءِ لَكَ وَ الطَّمَعِ فِى ما عِنْدِكَ وَ تَركِ التُّهْمَةِ فِى ما تَحوِيهِ ايْدِى الْعِبادِ، لِتَرُدَّهُمْ الى الرَّغْبَةِ الَيْكَ وَ الرَّهْبَةِ مِنْكَ. بارخدايا! بر مؤمنان، از امروز تا روزِ رستاخيز، درود فرست؛ درودى كه جانشان با آن ببالد و تو در دلشان به احتشام نشينى و در انديشه آنها بزرگ آيى و دنيا با همه فراخىاش در نگاهِشان اندك آيد، تا بدان بىرغبت شوند و روى از آن بگردانند. مِهر عمل براى زندگى در سراى پسين را، در دلِشان بيفكن تا خود را براى