اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٨١ - مؤمنان روزگاران
نيكويى كه توفيق انجام آن را از تو مىطلبند، مددكار باشى، و از هر پيشآمد و رخدادِ ناگوارِ «شب و روز»، جز پيشآمدهاى بشارتبخش، حفظ فرمايى؛ و ايشان را، در پرتو درود و رحمت خويش، به راهى بدارى، كه چشم اميدشان تنها تو باشى و جز به نعمتهاى تو دل نبندند و از آن چه در دست بندگان توست (اربابِ بىمروّت دنياست) چشم در پوشند. [خدايا!] چنان كن تا شوق و رغبتشان سوى تو، و ترس و بيمشان، تنها، از تو باشد؛ آنها را از فراخى و آسايش دنياى گذرا بِرَهانى، و عمل براى سراى پسين و آمادگىِ پسِ مرگ را، محبوبشان گردانى، و هر اندوهى را كه در روز رحلت و به گاه خروج روح از بدنها و برآمدن جانها رخ مىنمايد، برايشان آسان و هموار سازى، و آنها را از هرچه با آن فتنه خيزد و عذاب تو را برانگيزد و شدت انبوهى آتشِ دوزخ و درنگِ جاودانه در آن ايمنى بخشى، و آنها را به منزلگاهِ امن و آسايش كه جايگاهِ پرهيزگاران است، منتقل سازى.
تَفْسَحُ لَهُمْ: جاى آنها را فراخى بخش. الْفُسْحَةُ: فراخى، گشادگى، جادارى، وسعت، فراخنا، فَسَخَ لَهُ فِى الْمَجْلِس: در مجلس براى او جا باز كرد.
رِياضْ: جمع رَوضَه، باغها، گلستانها، بهشت، فردوس، مينو.
طَوارِق: جمع طارق، آن كه به شب راه رود، دزد، ستاره صبح، رويداد، پيشآمد ناگهانى و غالباً ناگوار، پيشآمد ناگوار شبانه، بلاى ناگهانى، بدبختى بزرگ.
رَغِبَ رَغْبةً: رَغِبَ الشّىءَ اوْ فيهِ، آن چيز را خواستار شد، به آن رغبت كرد. رَغِبَ عَنْهُ:
آن چيز را نخواست و از آن روى گرداند.
رَهِبَ رَهْبَةً: ترسيد، او را ترساند.
مَقِيلْ: خواب نيمروزى، خواب قيلوله، جاى خواب و آسايش نيمروزى.
كَبَّةُ النّارِ: شدت و انبوهى آتش.
اين فراز پايانى دعا، درود و تحيّت به همه مؤمنان؛ پيروانِ راستينِ حضرت محمد ٦