اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٩٨ - پردهداران
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَن يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكوُنُ[١] جز اين نيست كه كار و فرمان او، چون چيزى را بخواهد اين است كه گويدش: باش، پس مىباشد.
و در تبيين ديگر فرمود:
وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ.[٢] و فرمان نيست جز يكى- يك سخن- همچون يك چشم بر هم زدن.
و اين كه امر خداى را پس از يگانه دانستن به «لَمْحِ بَصَر» تشبيه كرد يعنى امر، تدريجى نيست و آفريدهها با اين كه به تدريج و به وسيله علل و اسباب مادّى آفريده شدهاند و زمانى و مكانى هستند از جهت استنادشان به خداوند عارى از تدريج و بيرون از حوزه زمان و مكاناند. و از همين روست، كه امر خداوند و سخن او و كلمه او، شمرده شده است. اما به لحاظ استنادشان به علل و اسباب و انطباق آنها بر زمان و مكان، خلق خدا ناميده شده است:
أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ.[٣] آگاه باشيد كه آفريدن و فرمان- يا آفرينش تدريجى و مربوط به عالم طبيعت (خلق) و آفرينش دفعى و مربوط به عالم مجردات (امر)- ويژه اوست. بسى بزرگ و بزرگوار است خداى، پروردگار جهانيان.
بنابراين، امْر، يعنى وجود موجود از آن حيث كه تنها بىواسطه علل و اسباب، مستند به خداى تعالى است و خلق، وجود همان موجود است از آن حيث كه مستند به خداست اما با واسطه علل و اسباب، و اين معنايى است كه از آيه ذيل به وضوح فهميده مىشود:
إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ.[٤] همانا داستان عيسى نزد خداوند مانند داستان آدم است، او را از خاك آفريد سپس به او گفت: باش! پس ببود.
زيرا كه نخست آفرينش آدم و ارتباط آن را با خاك كه يكى از اسباب است مطرح
[١] - يس، آيه ٨٢
[٢] - قمر، آيه ٥٠
[٣] - اعراف، آيه ٥٤
[٤] - آل عمران، آيه ٥٩