اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٦٢ - تأملاتى چند در شناخت فرشتگان
چه فرمان يابند انجام مىدهند و هيچگاه معصيت او را نمىكنند. خداى متعال، ما آدميان را به باورداشتِ آنان تكليف كرده و ايمان به آنها را از شاخههاى باورِ ايمانى و در رديف ايمان به خدا و معاد و نبوّت دانسته است.
وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَومِ الآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ.[١] بلكه نيكى [از آنِ] كسى است كه به خداوند و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى] و پيامبران، ايمان آوَرَد.
و اين تكليف، پس از آن است كه خداوند ما آدميان را با اوصاف و ويژگى فرشتگان و اصناف آنها و اعمال و وظايفشان، در ارتباط با جهان و حيات انسان آشنا كرده است. از اين رو، وجوب ايمان به فرشتگان، «الزام ايمان به ما لايَلْزَم» نيست؛ يعنى امر ناممكنى را متعلق ايمان قرار نداده است و چيزى را كه با انسان و حيات او در جهان، ارتباطى ندارد و هيچگونه سود و نقشى در تربيت آدمى و تعالى او، ايفا نمىكند، به انسان تحميل نكرده است؛ بلكه در ايمان به فرشتگان و آشنايى با اوصاف و وظايف و اعمال ايشان و وجه ارتباط آنها با جهان و انسان؛ عالم و آدم، و اين كه كارگزارانِ آفريدگارند و به مقتضاى مشيّت و حكمت و اذن او مدبّر و متصرّف در امور جهان وانساناند، و همه انديشه و رفتارهاى آدميان را نظارت و نگهدارى مىكنند، حكمتها و پندآموزىها، نهفته است.
آدمى به هر مكتبى كه معتقد باشد و از آن پيروى كند، الزاماً زير تأثير جهانبينى آن قرار مىگيرد و طبق آموزههاى آن مكتب مىانديشد، و بر اساس تعاليم آن فكر مىكند و تصورات خود درباره جهان و انسان را، بر اساس آن نظم مىدهد. جهان را از همان ديدگاه مىنگرد، و انسان و ارزشهاى انسانى را آنگونه، كه در جهان بينى آن مكتب آمده است مىشناسد، و اخلاق و رفتار خود را با معيارهاى آن مكتب مىسنجد.
ايمان به فرشتگان، نفوذِ ديدِ آدمى را از ظاهر ديوارههاى جهان محسوس به سوى نيروهاى مدبّر و متصرّف و الهامبخش و نويسندگان اعمال، سوق مىدهد با اين گونه نگرش، جهانى پر از خروش و حركت نمايان مىشود و آدمى خود را، در ميان امواج آثار و تأثيرهاى جهان و انعكاس تدبيرها و انديشهها و اعمال خود و ديگران مىنگرد. با
[١] - بقره، آيه ١٧٧