اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٤٨ - تأملاتى چند در شناخت فرشتگان
ما يَنْبَغى متعذِّرةً فَكَيْفَ يَكونُ الْاحاطةُ بِما فى الْعالَمِ الجسمانى و الروحانى ممكنة؟ وَاكثره لايُمْكِنَنا الاطلاعُ عَلى حَقيقَةِ وُجُودِهِ فضلًا عَنْ ادراكِ حَقايِقِ جميعِ الْمُوجُوداتِ؛[١] بايد بدانى كه فاضلان زبده بشر، از درك حقايق امور آسمانى و زمين- بدانسان كه در خور است- و از احاطه به دقايق آفرينش و عجائب فطرت (سرشت خلق) و آثار عنايت و رحمت الهى در آنها، دستشان كوتاه است، بلكه بيشترى از فاضلان بشر از شناخت حقيقت نفس، يعنى ذات خود، ناتوانند ... پس در صورتى كه اطلاع كامل يافتن انسان از نفس خود و بدن خود- چنان كه مىسزد- امكانپذير نباشد، چسان ممكن خواهد بود كه درباره آنچه در عالم اجسام و عالم ارواح هست و مىگذرد، اطلاع كامل به هم رساند؟
اطلاع از حقيقت وجود بيشترِ آنها براى ما ممكن نيست، چه رسد از درك حقايق همه موجودات. اعتراف خاضعانه متفكران بزرگ تاريخ انديشه و تفكر، به محدوديت توان عقل و تجربه در كار شناخت حقايق، نشانگر آن است كه قلمرو شناخت را محدود نمىدانند؛ بلكه توان عقل بشرى را محدود مىدانند. از اين رو، براى معرفت آن چه بيرون از محدوده عقل و تجربه است، بايد راه ديگرى را طى كرد و از وسيله ديگرى بهره جست.
و از نظر ما آن راه، راه انبيا و آن وسيله، وحى الهى است. عقل به حكم خود عقل، داراى نيرويى محدود است؛ چرا كه خيلى چيزها بر او پوشيده است. بشر بيشتر از اندكى نمىداند. و با دانش اندك و آگاهى محدود سِفاهت است كه كسى بخواهد سَر و تَه عالم را گز و پيمان كند، و حقايق و عوالم را منحصر در عالم حس بداند، يا در محدوده ادراكات فلسفى: وِ ما اوُتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ الَّا قَلِيلًا. آنان كه بر توسن عقل و حس سوارند و در فراسوى آنها مىتازند و رازِ شگفت دهر و معمّاى هستى را با سرپنجه عقل و حس مىگشايند و در دفتر عقل، آيت عشق مىآموزند، در حقيقت در طلب چيزى بِراهند كه سزاوار آن نيستند.
و از روى نادانى از چيزى دم مىزنند كه در قلمرو دانايى است، و دانش و آگاهى ديگرى را مىطلبد: نَعوُذُ بِاللَّهِ انْ نَرُومَ ما لَيْسَ لَنا بِحَقٍّ، او نَقوُلَ فِى الْعِلْمِ بِغَيْرِ عِلْمٍ.[٢]
ظهور جهانِ فرشتگان براى ما آدميان كه اكنون در ژرفاى طبيعت فرو افتادهايم و
[١] - الاسفار الاربعة، ج ٧، ص ١١٩
[٢] - صحيفه سجاديّه، دعاى ٨