اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٤٥ - تأملاتى چند در شناخت فرشتگان
مانند كودكى خردسالم كه در ساحل اقيانوس بىكرانى ايستاده، تنها چند عدد سنگريزه رنگارنگ را در زير آب مىبيند، ولى اقيانوس بيكران با محتويات نامحدودش در برابر ديدگانِ آن كودكِ خردسال همچنان ناشناخته است. آلبرت اينشتاين (م: ١٩٥٥ م) مىگويد: در تكامل فكر علمى، حقيقتى به صورتى خيلى روشن ظاهر و بارز گشته است؛ هيچ رازى در جهان فيزيكى نيست كه به رازى ديگر- در وراى خود- منتهى نشود. همه شاهراههاى عقل، و همه كوره راههاى علوم نظرى و فرضيات و حدسيّات، سرانجام به فضاى بىپايانى منتهى مىگردد كه عقل بشر از ادراك اندازه آن قاصر است.[١] در حقيقت اين گروه از دانشمندان، هم راه را براى آيندگان هموار كردهاند و هم از اندازه گنجايش مغز آدمى خبر دادهاند.
محدوديت عقل و تجربه
بالاتر از خود دانش، شناخت ماهيت و حدّ آن و قلمرو كارآيى آن است. هر دانشى در ذات خود مرتبهاى دارد، و مقدار كارآيى و توانايى آن بر كشف واقع- در مقوله خويش- محدود به قلمرو خاصى است؛ و اين مطلب امرى روشن است. منشأ محدود بودن دانشها و تجربهها و انواع معرفت انسانى معلوم است، زيرا علوم بشرى- بهوجه عام- يا از تجربه (آزمايش) به دست مىآيد و مستند به تجربه است، يا از عقل به دست مىآيد و مستند به عقل است؛ و مىدانيم كه هم تجربه و هم عقل- هيچكدام- بر واقعيات عالم و حقايق اشياء احاطه ندارند و احاطه را نتوانند داشت، نه ذات اشيا و نه قوانين آنها، نه احاطه كمى و نه احاطه كيفى. و روندگان هر يك از اين دو راه (راه تجربه و راه فكر و عقل)، در قلمرو خود، به محدوديّت كمى و كيفى نتايج اذعان دارند، چنان كه هم دانشمندان علوم تجربى و هم دانشمندان علوم نظرى و عقلى اين محدوديتها را بارها و به مناسبتها يادآور شدهاند. و يادآورى دانشمندان ياد شده- در حقيقت- يادآورى موضوعى روشن و واقعيتى آشكار است. كدام دانشمند تجربى يا متفكر عقلى است كه اين محدوديت رنجآور را بارها
[١] - جهان و اينشتاين، ترجمه احمد بيرشگ، ص ٣ و ١٣٢