اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٤٢ - تأملاتى چند در شناخت فرشتگان
خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر اورنگ (فرمانفرماى جهان) استيلا يافت، كار [هستى] را كارسازى مىكند. هيچ ميانجىاى مگر اذنِ او [در كار] نيست.
و اين گوهرِ توحيد در تدبير است كه قرآن كريم بر آن تأكيد مىورزد و استقلال را از هر چيز در دو قوس صعود و نزول، نفى مىكند تا آنجا كه هيچ موجودى حتّا مالك خويش و مالك نفع و ضرر و سود و زيان و حيات و مرگ خود نيست:
وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُوراً.[١] اختيار هيچ سود و زيانى براى خويش و اختيار مرگ و زندگى و برانگيختگى را ندارند.
حاصل آن كه، فرشتگان در جهان، نقشى جز فرمانگزارى خدا را ندارند و فرمانبردارِ محض و بىچون و چراى پروردگار خويشاند:
بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ. لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ.[٢] [فرشتهها، تنها] بندگانى ارجمندند، در گفتار بر او پيشى نمىجويند و آنان به فرمان وى، كار مىكنند.
يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤمَرُونَ.[٣] از پروردگارشان كه بر آنها چيرگى دارد، مىهراسند و آنچه فرمان مىيابند، به جاى مىآورند.
البته معناى ربوبيّت و تدبير خداوند، اين نيست كه همه علل و اسباب از كار بيفتد و كارآيى خود را از دست بدهد و خداوندِ داناى توانا خود جايگزين آنها شود؛ و بودنِ فرشتگان: نازِعات، ناشطات، سابحات، سابقات و مدبّرات نيز، به معناىِ استقلال در تأثير در برابر خداوند نيست؛ بلكه معناى ربوبيّت و تدبر آن است كه در همه هستى يك مدبّر اصيل و مستقل و حقيقى وجود دارد، و آن خداوند است: «لاموثّر فى الوجود الّا اللَّه». و تأثير و تدبير عوامل ديگر از جمله فرشتگان، فاقِد اصالت و استقلال است؛ يعنى تَبَعى است و جز اراده و اذن و مشيّت حكيمانه خدا در كار نيست، حتّا سَبَبِيّت اسباب و
[١] - فرقان، آيه ٣
[٢] - انبياء، آيه ٢٦- ٢٧
[٣] - نحل، آيه ٥٠