اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٢٢ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
پذيراى دعوت توحيد كند.
در خُلق و خوى و سيرت نيز از ثبات و پايدارى برخوردار بود. تغييرات و دگرگونيهاى روزگار و فراز و فرودهاى آن، در راه و روش و خلق و خوى او هيچ گونه تأثير نگذاشت؛ چه آن گاه كه تنها بود و غريبانه در مكّه به دعوت مردم برخاست، و قريش در برابر دعوتش ايستاد، و از پذيرش آن امتناع ورزيد و او همراه با همسر مهربانش و يك نوجوان (على (ع)) كه سخت دلداده او بود در مسجدالحرام نماز را به پا مىداشتند. و چه آن گاه كه پيروزمندانه با سپاهى عظيم وارد شهر مكّه شد و جزيرةالعرب در برابرش خاضع گرديد و دعوتش فراگير شد و به بيرون از جزيرةالعرب راه يافت و با نوشتن نامه، پادشاهان را به اسلام فراخواند و سقوط شُكوههاى آنان را اعلام كرد؛ در هر دو حال بر يك خُلق و خوى و سيره بود. او همان محمد بود؛ محمد امّى! و هيچ گونه تحوّلى در رفتار و خلق و خوى او پديد نيامد. آن گاه كه در مجلس بزرگان از صحابهاش مىنشست، محمّد بود، و آن گاه كه در پيش روى دشمنانش مىايستاد؛ چه كافران و چه مشركان، محمّد بود.
در هر حال محمد بود. با كوچك و بزرگ و فقير و غنى نيز محمّد بود. در جنگ محمّد بود، در صلح نيز محمّد بود. در شكست و ضعف و تنهايى و در پيروزى و قدرت، محمّد بود. نه در شكست مىهراسيد و نه در پيروزى، بدمستى و گستاخى مىكرد. در كاميابى و ناكامى محمّد بود؛ چرا كه در همه حال و با همه كس، محمّد بود.
محمّد ٦ مسئوليتهاى بسيارى داشت؛ هم قاضى بود، هم قانونگذار و هم كارگزارِ جامعهاى كه پديد آورده بود. در عرصه پيكار با نفس و در جهاد با دشمن پيشتاز قوم خود بود، و در نبرد با دشمن فرماندهى شايسته بود. شمار جنگهايى كه خود در سِمت فرماندهى آن قرار داشت بسيار بود، و در مدت كوتاهى كه در مدينه بود بيش از شصت جنگ داشت و حضور او در جنگها مايه دلگرمى و پايدارى سربازانش بود. على (ع) در توصيف او در جبهه نبرد آورده است كه:
كُنَّا اذا اْحَمَّرَ الْبَأسُ اتّقَيْنا بِرَسُولِ اللَّهِ ٦ فَلَمْ يَكُنْ احَدٌ مِنَّا اقْرَبَ الَى الْعَدُوِّ مِنْهُ.[١] هنگامى كه آتش كارزار تفته مىشد ما خود را در پناه فرستاده
[١] - نهجالبلاغه، الفاظ غريب، ٩