راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٦ - كتاب مراقبه و محاسبه
بازرگانى كند و سپس او را به محاسبه مىكشد، در طريق آخرت نيز عقل به منزله بازرگان است و مقصد او به دست آوردن سود مىباشد كه عبارت از تزكيه نفس است چه مايه رستگارى آن است. خداوند فرموده است: قَدْ أَفْلَحَ من زَكَّاها وَ قَدْ خابَ من دَسَّاها«١»، امّا رستگارى آن تنها به اعمال شايسته وابسته است. عقل در اين تجارت از نفس كمك مىطلبد، و او را به كار وامىدارد، و در آنچه مايه تزكيه آن است او را مسخّر خود مىكند، چنان كه بازرگان از شريك و غلام خود كه با مال او بازرگانى مىكنند كمك مىگيرد. و همان گونه كه ممكن است شريك خصم او شود و در سود با وى منازعه كند لذا نيازمند آن است كه در آغاز كار شرطهايى با او برقرار و در مرحله دوم نسبت به كار او مراقبت و در مرحله سوم عملكرد او را محاسبه كند، و در مرحله چهارم او را مورد عتاب يا عقاب قرار دهد به همين گونه عقل نيازمند است كه نخست با نفس شرطهايى برقرار و وظايفى براى او معين كند و وى را به راههاى رستگارى ارشاد و به سلوك در اين راهها ملزم گرداند. سپس از مراقبت در كار آن لحظهاى غفلت نورزد، و اگر آن را به حال خود رها كند جز خيانت و تباه كردن سرمايه چيزى از او مشاهده نخواهد كرد، چه آن همچون بندهاى خيانتكار است كه اگر محيط را مناسب ببيند مال را مىربايد. آنگاه پس از فراغت از كار بايد عملكرد او را رسيدگى و حسابرسى كند و از وى بخواهد كه به آنچه با او شرط كرده وفا كند، زيرا سود اين تجارت فردوس اعلا و رسيدن به سدرة المنتهى و همنشينى با پيامبران و شهيدان است لذا دقّت و خرده گيرى در محاسبه نفس بسيار مهمتر و لازمتر از تدقيق در حساب سودهاى دنياست چه سودهاى دنيا نسبت به نعيم آخرت بسيار حقير و ناچيز است. بعلاوه منفعتهاى دنيوى هر چه و هر اندازه باشد سرانجام آن سپرى شدن و نيست گشتن است، و در خيرى كه دوام ندارد خيرى نيست، بله شرّ بى دوام بهتر از خيرى است كه دوام ندارد، زيرا شرّ بى دوام هنگامى كه برطرف مىشود شادى انقطاع آن به سبب برطرف شدن آن دايمى است، و خير بى دوام تأسف از انقطاع آن به سبب از دست رفتن آن پيوسته ادامه دارد. به همين سبب گفتهاند:
اشدّ الغمّ عندي في سرور *** تيقّن عند صاحبه انتقالا«٢»
«١» شمس / ٩ و ١٠: هر كس نفس خود را تزكيه كرد رستگار شد، و آن كه نفس خويش را به گناه آلوده ساخت نوميد گرديد.
«٢» سخت ترين غم نزد من شاديى است » كه دارنده آن يقين دارد پايدار نيست .