آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٩٥ - گفتار يكم حكومت اسلامى، نهاد مصلحت و چالش هاى آتى
در نقاط مختلفى از جهان حكومت اسلامى تشكيل دادند و در خود ايران هم بارها حكومت
اسلامى توسط شيعيان تشكيل شد، از جمله در مازندران و گيلان. حتى در زمان خود ائمه
نيز بعضى ها در گوشه و كنار، دولت اسلامى شيعى به وجود آوردند. پس از ائمه، در شمال
و شمال غرب آفريقا حكومت شيعى تشكيل شد; فاطميان بر همين اساس به وجود آمدند، حكومت
حمدانييان بر همين پايه به وجود آمد. بنابراين دو نحوه تفكر بوده; بعضى به كلى
خودشان را از حكومت منفك مى كردند و مى گفتند ما زندگى مان را ادامه مى دهيم و
منتظر هستيم تا امام زمان بيايد. برخى هم ـ كه اكثراً اين دسته بودند ـ مى گفتند
اگر امكان داشته باشد، بايد دنبال حكومت برويم; و اين تفكر غالب است. اين كه اين
حكومت چگونه بايد باشد، البته بحث هاى زيادى مى برد و نظرات مختلفى درباره آن هست.
حكومت به اين شكل فعلى و ولايت فقيه، ديگر خالص ترين نوع تفكر شيعى است كه از اول
وجود داشته است. خيلى از حكومت هاى شيعى به وجود آمدند و اين گونه هم ولايت فقيه را
نمى خواستند; مثل آل بويه كه واقعاً شيعه بودند و خيلى هم به شيعه كمك كردند، ولى
به اين چيزها كارى نداشتند. حتى در حكومت سادات مرعشى، نزديك دو قرن بعد از
سربداران خراسان، در مازندران برخى اسبِ زين كرده و آماده نگه مى داشتند تا امام
زمان بيايد و سوار شود، و تا اين حد اعتقاد به انتظار داشتند، ولى اين شيوه اى كه
ما الآن داريم در كار نبود; به طورى كه مبانى و اصولى داشته باشند و همه چيز به آن
ها باز گردد، يا شوراى نگهبان داشته باشند و همه بخواهند زندگى شان را اسلامى كنند.
اصلا در مقايسه با زمان ما، حكومت استبدادى بوده و به شكل هاى امروزى نبوده است.
بنابراين، تفكر حاكميت مكتب اهل بيت، در طول تاريخ دوران غيبت وجود داشته است. گاهى
نيز، مثلا در عصر صفويه يا قاجار، بعضى از سلاطين از علما اذن و اجازه مى گرفتند تا
حكومتشان مشروع باشد، ولى بيش از اين مسائل جلو نمى رفت. البته ما در قرآن احكامى
تا اين حد روشن نداريم، ولى به هر حال ادلّه كافى در اختيارمان هست. همين دلايلى كه
آقاى منتظرى در بحث ولايت فقيه جمع كردند، قابل استدلال است و انسان مى تواند
بپذيرد كه فقيه عادل ـ صرف نظر از شخص ـ حاكم است. شخصى در اينجا مطرح نيست، بلكه
عنصر فقيه عادل، نقطه اصلى حكومت است. از اين سطح بحث كه پايين تر برويم، بحث هاى
ديگرى است كه بايد در جاهاى ديگرى جستجو شود. پس اين بحث هميشه در ميان بوده است،
گرچه در زمان ما در دنيا، شكل حكومت با صد سال يا دويست سال پيش فرق كرده و شرايط
ديگرى به وجود آمده است و حوزه هاى علميه نيز به فكر مسائل جدى ترى افتادند و در
نتيجه، سازمان دهى امروزى اتفاق افتاد.