آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢٩٥
انقلاب را به دست مى گرفتند، باز چندان معضلى پديدار نمى گشت. زيرا صرف اين كه رژيم
پيشين مشروعيت خود را از دست مى دهد و انقلاب رخ مى دهد، پديده عجيبى نيست. مشكل
اين است كه بفهميم اين پديده دين گرايى و دين خواهى از كجا پيدا شد؟ تفاوت ماهوى
اين انقلاب با ديگر انقلاب ها در همين است. آن انقلاب ها نهايتاً صحبت از سوسياليسم
و جامعه بى طبقه مى كنند. ولى در اينجا سخن اين است كه چطور شد جنبش ضد شاه، دينى
شد، در حالى كه زمانى حزب توده، يا جبهه ملى، يا... در رأس حركت هاى اجتماعى قرار
داشتند؟ اين كه بگوييم فراماسون ها و دزدها حاكم بودند و امام آمدند و چه كردند،
چيزى را توضيح نمى دهد; امام در سال ٤٢ هم حركت كردند، ولى هيچ اتفاقى نيفتاد،
ايشان را گرفتند و تبعيد كردند. پس در اين ١٥ سال بين سال هاى ١٣٤٢ تا ١٣٥٧ تحولاتى
رخ داده كه بايد تبيين شود. بنابراين بايد سعى كنيم آنچه را كه در عالم خارج و در
عالم واقعيت، حادثه و واقعه انقلاب بوده براى نسل جديد بازگو كنيم و نبايستى به جاى
واقعيات انقلاب اسلامى يك مشت شعار و تبليغات و بحث هاى ايدئولوژيك به دانشجويان
ارائه دهيم. امروزه اگر شيوه اى براى سنجش اين كه ظرف اين سال هاى گذشته، ارائه درس
انقلاب اسلامى در دانشگاه ها موفق بوده يا نه وجود مى داشت، آنگاه مى توانستيم به
عمق فاجعه پى ببريم.
اين را هم بيفزايم كه در حوزه بحث نظرى انقلاب، تخصص ها و حوزه هاى مطالعاتى
بسيارى پديد آمده، ولى نبايد خيلى مبهوت اين تخصص ها شد و تصور كرد كه ممكن است همه
اين ها به درد عرضه در درس انقلاب اسلامى بخورد. بايد مسئله اصلى را از ياد نبرد;
اين كه پديده اى معيّن يعنى انقلاب اسلامى ٥٧ را مى خواهيم در كلاس درس توضيح دهيم
و جوان دانشجو و نسل جديد را با آنچه در تاريخ كشورش اتفاق افتاده آشنا كنيم. گاهى
دانشجو مى پرسد: آيا رخ دادن انقلاب اسلامى، يك برنامه خارجى نبوده!؟ اين بدان معنا
است كه ما در بديهيات و ابتدايى ترين مسائل مربوط به معرفى انقلاب مشكل داريم.
آنگاه استادى مى آيد و بحث از توحيد و نبوت و معاد را محتواى بحثش از انقلاب اسلامى
قرار مى دهد. يا استاد ديگرى توضيح و تبيين تاريخچه فراماسونرى و ويژگى هاى آن را
مبناى توضيح انقلاب اسلامى قرار مى دهد. در حالى كه ابهامات اساسى دانشجو بدون پاسخ
باقى مى ماند. اين سؤال كه چرا آمريكايى هايى كه در ويتنام آن گونه عمل كردند، در
اينجا يك گلوله هم شليك نكردند و هيچ اقدامى براى حفظ شاه نكردند، اگر بدون پاسخ و
مبهم بماند، همين ابهام نطفه شكل گيرى فرضيه توطئه را در ذهن دانشجو پديد مى آورد و
ذهنيت او را به بيراهه مى كشد.