آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٤٤ - گفتار يكم شرايط بين المللى و انقلاب اسلامى
كه انقلاب هيچ گونه جهت گيرى مثبتى به سوى يكى از مراكز دو قطب نداشته باشد)
نخواهند بود. زيرا در صورت دخالت يكى از آن ها، ديگرى نيز بايد وارد صحنه شود.
فراموش نكنيد كه ما درباره يك كشور استراتژيك واقع شده در مرزهاى دو قطب سخن مى
گوييم. باور در هر دو، برخورد مستقيم نظامى و نابودى كل، احتمالى بسيار بالا خواهد
بود. همين امر بزرگ ترين نيروى بازدارنده براى دخالت شوروى در
روند انقلاب ايران در سال ١٣٥٧ بود. در عين حال، عناصر و شرايط داخلى اساس كار
هستند و اگر از داخل، شرايط براى انقلاب آماده نباشد، شرايط بين المللى فقط منجر به
يك كودتا و يا تغييرات جزئى خواهد شد. امكانات و عناصر داخلى انقلاب ايران نيز از
سال ها قبل در حال شكل گيرى بود; شايد از زمان امير كبير، انقلاب مشروطيت، نهضت ملى
شدن نفت، قيام ١٥ خرداد و نهايتاً انقلاب ١٣٥٧. در واقع، از اوايل دهه چهل تا سال
١٣٥٧، جامعه ايران مشغول كار خود يعنى فراهم آوردن زيربناى انقلاب مى باشد. از
اوايل دهه پنجاه شرايط بين المللى نيز آهسته آهسته با شرايط داخلى همراه مى گردد.
هر چه ما به سال هاى انتهايى دهه پنجاه نزديك مى شويم، مى بينيم كه عناصرى در فضاى
بين المللى شكل مى گيرند كه، برخلاف گذشته، رشد دهنده روند داخلى انقلاب هستند. حتى
حكومت شاه نيز دست به حركاتى مى زند كه از سوى مراكز دو قطب مقاومتى را در برابر
خود نمى بيند; دقيقاً همان مطلبى كه شما گفتيد: استقلال طلبى. البته باز هم تكرار
مى كنم: كشورى مثل فرانسه، نوعى استقلال طلبى با مايه هاى مردمى و ملى خودش را به
وجود مى آورد، ولى در ايران يك استقلال طلبى بدون پشتوانه مردم، به صورت خود بزرگ
بينى و استبداد بيش از حد رقم مى خورد. ماهيت اين دو نوع استقلال از مركز، با
يكديگر متفاوت است. چرا كه عناصر داخلى متفاوتند; در فرانسه حكومت از ديدگاه مردم
مشروعيت دارد، در حالى كه در ايران، شاه تمام مشروعيت خود را از دست داده است.
مى توانيم چنين تعبير كنيم كه فرضيه استقلال خواهى يا، به تعبير جناب عالى،
فزون طلبى كشورهايى مثل ايران، مقدمه اى است براى اين كه آن ها بتوانند فارغ از
فشارها و صرف نظر از بسته بودن نظام بين الملل، به سمت توجه به مسائل داخلى و بهبود
آن ها معطوف گردند..
و يا به شكل ديگر، من مى گويم كه عوامل بازدارنده خارجى (بين المللى) ضعيف تر
شده اند. عوامل بازدارنده اى كه براى مثال، در مسئله ويتنام منجر به اعزام حدود نيم
ميليون سرباز امريكايى و بيش از پانزده سال جنگ با ويتنام مى شود. پيش از اين، اين
گونه شرايط نامساعد خارجى اجازه نمى داد كه روند انقلاب و تغييرات