آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٥٧ - گفتار يكم شرايط بين المللى و انقلاب اسلامى
اشاره
مطالعه واكنش هاى دولت نوپاى جمهورى اسلامى ايران در عرصه سياست خارجى و نظام بين
الملل، يكى از موضوعات مهم در مطالعه پديده انقلاب اسلامى ايران است. چه آن كه،
سياست خارجى ايران دست كم در دهه نخست پس از انقلاب تابع منطق درونى تحولات ناشى از
انقلاب و نيز متأثر از ديدگاه هاى ويژه رهبرى انقلاب، امام خمينى، مى باشد. از اين
رو، گفتار حاضر، به مداقّه در روند «تحولات سياست خارجى» بويژه با ملاحظه ديدگاه و
«انديشه امام خمينى» در اين باب مى پردازد. بدين سان آغاز بحث اين گفتار، با بررسى
مؤلفه هاى انديشه سياسى امام خمينى در سياست خارجى شكل مى گيرد و انديشه سياسى وى
تركيب و «برآيندى» از عناصر «فقهى»، «فلسفى»، «فلسفه سياسى»، «عبرت هاى تاريخ» و
درك «تحولات جهان امروز» معرفى مى شود و خصيصه برجسته انديشه او، پيوند «عرفان نظرى
با سياست عملى» تفسير مى گردد. سه اصل «دعوت»، «نفى سبيل» و «حفظ دارالاسلام»،
مبانى فقهى امام خمينى در سياست خارجى را صورت بندى مى كند و ظرف تحقق سياست خارجى،
سطوح مختلف «كشور»، «امت»، «موحدان و غيرموحدان» جهان، و «مستضعفان و مستكبران»
جهان تلقى مى شود. در بخش ديگر، مسئله دَوَران ميان عمل به وظيفه و محاسبه نتيجه در
ديدگاه امام خمينى مورد تأمل قرار مى گيرد و در ادامه مشكلات دستگاه سياست خارجى در
آغاز انقلاب مرور مى شود و در اين راستا ابتكارات شخص امام خمينى در «استقبال از
قطع رابطه با امريكا»، «بيان هنرمندانه حكم سلمان رشدى» و ارسال «پيام به گورباچف»،
شمرده مى شود. در فراز ديگر اين گفتار، نظم فعلى جهان با تعبير «نظم سيّال» مورد
اشاره قرار مى گيرد و «عقب ماندگى» دستگاه سياست خارجى از وضعيت نظام بين الملل،
«عدم تدوين استراتژى نظام» در سياست خارجى، «توجه به پروتكل هاى تشريفاتى» به دور
از ارزش هاى فرهنگى، «شكاف گسترده» ميان آنچه هست و آنچه بايد باشد، «بى توجهى به
تجارت خارجى»، «ناتوانى در ارائه وجه فرهنگى انقلاب» در خارج و «عدم پيشرفت» ايده
بازار مشترك اسلامى و بانك مشترك اسلامى مورد انتقاد قرار مى گيرد.
در فراز نهايى، كاميابى سياست خارجى در سياست «موازنه منفى» كه در