آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٤٠ - گفتار دوم نهضت ها و جنبش هاى معاصر و انقلاب اسلامى (از منظر روش شناختى)
در طول تاريخ همواره در برخورد با مسائل سياسىِ حكومت، موضع سلبى گرفته يعنى آن را
نفى كرده; و چه به لحاظ تئوريك و چه به لحاظ رويكرد عملى، مواضع ايجابى به شكل كامل
نداشته و تئورى حكومتى مشخصى را به دست نداده است، بلكه كوشش نموده، به شكل مقطعى و
جزئى، برخى از آرمان هاى خودش را تحقق بخشد. چنانكه در دوره صفوى به مجرد اين كه
فرصت اجتماعى و زمينه هاى سياسى فراهم مى آيد، محقق كركى قلمرو ولايت دينى را به
خود اختصاص مى دهد. گرچه اين وضعيت هم پوششى براى ايجاد حكومت نيست و اصلا فكر
حكومت دينى در كار نيست، اما علما تصدى امور مسلمانان و ولايت بر مسلمانان را، دست
كم در قلمرو ولايت دينى، خود بر عهده دارند. اگرچه فقه سياسى ما لاغر است، مى بينيم
كه از دل همين فقه سياسى، ميرزاى قمى و كاشف الغطا سر بر مى آورند كه از جايگاه
ولايت، به فتحعلى شاه اذن مى دهند تا براى جنگها خراج بگيرد. پس اين رگه ها وجود
دارد، در عين اين كه به شكل مستمر نيست. در واقع، اين آجرهاى كوچك با يك رويكرد
سلبى عمومى، مايه هاى اصلى اى هستند كه با بهره گيرى از همه تجربه هاى تاريخ معاصر
و تأثيرات داخلى و بيرونى مكتب هاى سياسى مختلف، جامعه شيعى را در حوزه اجتماعى به
سوى فكر تأسيس حكومت سوق مى دهند. به اعتقاد من، سال ٥٦ مبدأ طرح حكومت اسلامى و
انديشه حكومت اسلامى نبود، بلكه از زمانى كه فكر مبارزات مسالمت آميز و انديشه
مسالمت جو به بن بست رسيد، يعنى پس از ١٥خرداد، چنين طليعه اى درخشيدن گرفت.
قبول دارم كه به دليل فقر زمينه هاى تئوريك، تازه در سال ٥٨ عنوان جمهورى اسلامى
را پيش كشيديم و بعد تركيبى از نظام پارلمانى غرب و حكومت دينى را ارائه نموديم،
اما پايه هاى حكومت دينى، نه به لحاظ زمينه هاى كاملا متصل ـ كه اين ادعاى زيادى
است ـ به زمان هاى دورتر باز مى گردد و اين فكر كه همه حكومت ها غاصبند و بايد روزى
حكومت دينى درست شود، و فكر انتظار فرج، مايه هاى اصلى اى هستند كه با بهره گيرى از
مجموعه شرايط و عوامل در دو دهه پيش از انقلاب، سرانجام انديشه حكومت اسلامى را
مطرح مى كنند.
به بيان ديگر، از نظر شما قرائت حضرت امام از تفكر شيعه ـ كه محور تفكر شيعه و
مسلمانان ايران در جريان انقلاب اسلامى قرار گرفت ـ گرچه قرائت جديدى بود، ولى
شالوده و مقدمات آن در تفكر تاريخى شيعه پى ريزى شده بود. جناب آقاى اكبرى جناب
عالى در اين باره چه نظرى داريد..
اكبرى: به نظر بنده، ما پيش از اين كه بخواهيم ببينيم جنبش تنباكو، مشروطه و ملى