آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٥٣ - گفتار دوم نهضت ها و جنبش هاى معاصر و انقلاب اسلامى (از منظر روش شناختى)
بنده پديده هايى هستند كه به روند انقلاب شتاب بخشيده اند; مانند آن مقاله اى كه به
اسم رشيدى مطلق در روزنامه اطلاعات (موّرخ ١٩ ديماه ٥٦) به چاپ رسيد.
و يا حادثه سينما ركس آبادان!.
اكبرى: اين ها عوامل شتابزا هستند. يعنى وقتى تمام زمينه ها و بسترها آماده شده
و پديده اى مى خواهد متولد شود و متولد هم خواهد شد، چيزى اين قضيه را تسريع مى كند
و به لحاظ زمانى آن را جلو مى اندازد. اين صرفاً تسريع است و علت نيست; علت ها همان
هايى است كه صحبت شان را كرديم.
به هر حال، اگر سؤال را روى آن بخش متمركز كنيد كه چه سهمى براى تحولات اجتماعى
ـ اقتصادى، كه در واقع پيامدهاى مهمى داشت، قائليد به نظر من خيلى مهم تر است; يعنى
سهم عوامل اجتماعى را بسيار مهم مى دانم. مثلا در عرصه فرهنگ، درست است كه ما تعارض
سنت و مدرنيته را از دوره مشروطه داريم، اما چه چيز اين تعارض را شدت مى بخشد و
عينى مى كند؟ طبعاً برنامه هايى است كه بر اساس آن، جامعه شهرى گسترش مى يابد.
به هر حال، به نظر مى رسد عواملى غير از تحولات اجتماعى ـ اقتصادى نيز تأثير
قابل ملاحظه و تعيين كننده اى داشته اند. براى نمونه، اگر به جاى امام، آقاى
شريعتمدارى در رأس اين جريان بود هيچ گاه به اينجا نمى رسيديم..
زرگرى نژاد: بله، توجه به برجستگى هاى شخصيت امام، مسئله مهمى است; همچنين فرض
كنيد اگر در اين حركت خميرمايه دينى وجود نمى داشت نمى توانست همه نيروهاى اجتماعى
را به صحنه بكشاند.
آيا ممكن بود كه خميرمايه دينى وجود نداشته باشد؟ اصلا اين احتمال وجود دارد
كه در ايران جنبش اجتماعى فراگيرى به وجود آيد و اين خميرمايه درش حضور نداشته
باشد؟ براى مثال در نهضت هاى قبلى و حتى در نهضت ملى شدن صنعت نفت نيز اين خميرمايه
دينى را مى بينيم..
زرگرى نژاد: نه، در آنجا خميرمايه دينى به اين گستردگى ديده نمى شود. با قبول
اين كه گستردگى جنبش در نهضت ملى شدن نفت نيز اصلا با انقلاب اسلامى قابل مقايسه
نيست. ما در اين، اتفاق نظر داريم كه مجموعه عوامل دهه چهل و پنجاه در هيأت تأليفى
و تركيبى، پديدآورنده انقلاب بوده اند. در عين حال، دو عامل در اين تحرك وسيع
اجتماعى بسيار كارساز است: نخست، رهبرى نهضت به گونه اى كه حتى پيرمرد و پيرزن
روستايى هم به آن اعتماد مى كنند و دوم، خميرمايه دينى.
اكبرى: من منكر اين نيستم، ولى عرضم اين است كه به نظر من تحولات اجتماعى بسيار
مهم و قابل توجهند، يعنى بعضى چيزها كه به نظر برخى خيلى مهم نيست و يا