آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٣٠٠
از همه، خود امام خمينى مراجعه كنيد تا دريابيد مبارزه بر سر چه بود و انقلاب
اسلامى چه مى خواست و در پى تحقق كدامين اهداف و آرمان ها بود.
انقلاب اسلامى يك بشكه يا ظرف خالى نيست كه ما برحسب مسائل و تحولات روز، هرچه
خواستيم به درون آن سرازير نماييم. اين جان كلام من است. خلاصه اين كه بنده درس
انقلاب اسلامى را وسيله اى براى شناخت گوهر و جوهره انقلاب مى دانم. در نتيجه اين
درس نبايد به ابزارى براى تبليغ مسائل و اهداف سياست زده و ايدئولوژى زده روز مبدل
شود. اين قبيل مسائل مى آيند و مى روند، آنچه ماندنى است ذات و گوهر انقلاب اسلامى
است. انقلاب اسلامى از خود شناسنامه و هويت دارد و وظيفه درس انقلاب اسلامى معرفى
آن هويت به نسل جوانى است كه انقلاب را نديده و نمى داند آن حركت عظيم به خاطر چه
چيز صورت گرفته است.
حاصل ايراد شما اين است كه به جاى آن كه مستقيماً به اهداف ارزشى و رسالت هاى
آرمانى انقلاب پرداخته شود، بايد تبيين تحليلى و تاريخى از فرآيند رخداد انقلاب
عرضه گردد. در اين صورت، وقتى چنين محتوايى به عنوان درس انقلاب اسلامى ارائه شد،
لزوماً كاركرد روان شناختى آن اين خواهد بود كه در دانشجو احساس معقول بودن و اصيل
بودن انقلاب و شعارها و اهداف آن پديد خواهد آمد و نگاه جانبدارانه و مثبتى به اصل
انقلاب خواهد يافت. ولى اين نكته هم شايان توجه است كه در يك تحليل علمى، با فرض
داشتن چارچوب نظرى خاص، همه عناصر دلخواه را نمى توان جمع كرد و تأمين آن هدف روان
شناختى و اعتقادى، بستگى به اين دارد كه در تحليل، چه عناصرى در كنار هم جمع شده
باشند! يعنى از چيده شدن هر مجموعه اى از مؤلفه ها و عناصر اطلاعاتى، نمى توان چنان
اهداف ارزشى و اعتقادى اى را تأمين ساخت..
زيباكلام: بله، براى مثال همين كه ما تحليل مى كنيم و مى گوييم اسلام به عنوان
يك نيروى اجتماعى و ايدئولوژيك وارد صحنه شد، در كنار آن، اين تحليل را هم مى كنيم
كه ناسيوناليسم، مصدقيسم، جبهه ملى و ماركسيسم به بن بست رسيدند. انديشه هاى
سكولار، اعم از چپ و راست، در جهان عرب و ايران، چه مسلحانه و چه مسالمت آميز، ديگر
نتوانست روى پاهاى خود بايستد. بر اين اساس، اكنون اقبال به دين به مثابه يك نيروى
قوى مطرح است، در حالى كه سى سال پيش چنين نبود و اسلام در ميان اقشار تحصيلكرده و
روشنفكر اساساً مطرح نبود و به عنوان يك نيروى اجتماعى عمل نمى كرد. اما اين كه
آينده چه خواهد شد، بدرستى قابل پيش بينى نيست; بخشى از آن باز مى گردد به عملكرد
امروز ما. ولى