آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٤٧ - گفتار يكم شرايط بين المللى و انقلاب اسلامى
عميق تر شدن هم بود، روابط توليدى سرمايه دارى و نهايتاً منافع اقتصادى امريكا در
خطر جدى قرار داشت. در همين فضا، شكست امريكا در ويتنام و ناكامى دكترين نيكسون در
حفظ منافع غرب، امريكا را وامى دارد كه در انديشه ريشه يابى ناكامى هاى خود باشد.
جالب اينجاست كه در حالى كه منطق منافع امريكا حكم مى كرد كه استبداد شاه كاهش پيدا
كند، اختيارات اعطايى به شاه از طريق اجراى دكترين نيكسون، حاكميت فردى و استبداد
شاه را گسترش مى دهد. علت اصلى ناكامى امريكا در شناخت واقعيت هاى ايران و جهان سوم
در اين بود كه امريكا تنها دشمن مطرح عليه سرمايه دارى را كمونيسم و شوروى مى
دانست. در همين راستا، پُست ژاندارمى و حفظ منافع فورى دنياى سرمايه دارى غرب در
منطقه خاورميانه به شاه سپرده مى شود. امريكا منافع بلند مدت خود را فداى منافع
كوتاه مدت خود مى كند. يعنى به جاى اين كه به گسترش روابط سرمايه دارى و نهايتاً
كاهش استبداد شاه اقدام كند، به مهار فيزيكى كمونيسم از طريق افزايش توان نظامى شاه
و نهايتاً افزايش استبداد اولويت مى دهد. به همين دليل با روى كار آمدن كارتر،
امريكا درصدد تصحيح اشتباه خود بر مى آيد. استراتژى حقوق بشر، چيزى جز تعديل رفتار
سياسى حكومت هايى چون شاه نيست. در واقع در زمان كارتر، امريكا به طور جدى در
انديشه ايجاد تغيير و در نتيجه تعديل نظام سياسى شاه است، تا تضمين هايى را در داخل
به وجود آورد. اما مشكل اينجاست كه منبع اصلى تهديد را به خوبى تشخيص نمى دهد.
امريكا از پايان جنگ جهانى دوم، سياست هايش را حول محور مبارزه و مقابله با كمونيسم
طراحى كرده بود و دشمنى جز كمونيسم نمى شناخت. البته تجربه رويدادهاى كشورهاى جهان
سوم در دو دهه شصت و هفتاد ميلادى مؤيد نظر امريكا بود. امريكاييان تجربه كرده
بودند كه هر جا عليه منافع امريكا و غرب حركتى صورت بگيرد، شوروى و كمونيسم يكى از
حاميان اصلى آن حركت است. در جهان بينى امريكاييان جايگاهى براى رشد تفكرى در جهان
سوم كه نه موافق شوروى باشد و نه موافق آمريكا، وجود نداشت.
در واقع، در ميان مخالفان حكومت شاه در ايران، نيروهاى چپ و نيروهاى وابسته به
كمونيسم شوروى و چين حائز اهميت ويژه اى براى مقابله بودند. به عبارت ديگر، محدوديت
هاى فكرى و نيز جهان بينى امريكاييان به آن ها اجازه نمى داد كه نيروى سومى را به
عنوان منبع اصلى تهديد عليه منافع غرب شناسايى كنند.
به همين دليل وقتى كه انقلاب در ايران شكل مى گيرد، دولتمردان آمريكايى، در
مراحل اوليه، در انديشه شناسايى نقش و نفوذ شوروى در بين مخالفان شاه هستند. و