آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢٩٤
اقتصادى مملكت خراب شده بود؟ آيا سياست هاى ويژه اى در زمان شاه در تعارض با طبع
فرهنگى مردم به اجرا در آمد؟ على رغم وجود نيروهاى سياسى ديگر با قدمت تاريخى
بيشتر، چگونه شد كه مذهب و نيروهاى مذهبى، رهبرى انقلاب را به دست گرفتند؟ و چگونه
شد كه يك روحانى ٨٠ ساله بدون داشتن حزب و تشكيلات و سازمان دهى، رهبرى انقلاب را
به دست گرفت و بقيه نيروهاى سياسى، خاضعانه رهبرى ايشان را پذيرفتند و همه اقشار
مختلف، اعم از سنتى و مدرن، تحت رهبرى ايشان قرار گرفتند؟
ما نمى توانيم و نبايد تلقى امروزمان از مسائل را بر پديده هاى سال ٥٧ تحميل
كنيم; يعنى رويدادهاى آن سال را متناسب با امروز و پسند امروزيان تفسير كنيم. به هر
حال، بازگشت به رويدادهاى آن دوره و بيان آن تحولات، ممكن است بيان نكاتى را به
همراه داشته باشد كه امروز مورد پسند واقع نشود. نبايد به خاطر اين تغييرات و اين
مسائل، انقلاب اسلامى را مثله كرده، به دانشجو آموزش دهيم. در اين درس، اين سؤال
اساسى مى بايستى مورد بحث قرار گيرد كه چرا على رغم آن كه حاكميت پهلوى ها سكولار
بود و در عصر رضا شاه و در يكى دو دهه اوليه رژيم شاه مذهب و نيروهاى مذهبى نقش
چندانى در مبارزه عليه رژيم نداشتند، چرا و چگونه شد كه در دهه ١٣٥٠ مذهب و بازگشت
به مذهب آنچنان در روند تحولات سياسى و اجتماعى ايران پررنگ شد كه همه جريانات ديگر
را تحت الشعاع خود قرار داد; به نحوى كه نيروهاى مذهبى قادر شدند رهبرى مبارزه و
نهايتاً انقلاب را به دست گيرند. درس انقلاب اسلامى نبايد از موضع خاص بحث ها و
ذهنيت هاى رايج امروز، دنبال شود. همچنان كه تا اين فرآيند همان گونه كه رخ داده
بررسى نشود، نمى توان توضيح داد كه امام چگونه ظهور كرد و روحانيت چگونه توانست
رهبرى را برعهده گيرد; مگر اين كه به طرح شعارها و بحث هاى شعارگونه بسنده كنيم.
بايد حقيقتاً پرسيد، چگونه دانشگاهى كه اساساً در آن نامى و يادى از مذهب و مذهب
خواهى نبود، پس از حدود چهل سال، ٨٠ ـ ٩٠ درصد از دانشجويان آن اسلام خواه مى شوند.
يكى از معضلات عظيمى كه انقلاب اسلامى براى علوم سياسى و نظريه پردازى ايجاد
كرده، بُعد اسلامى و بُعد دينى انقلاب است. پيش از اين، انقلاب كبير فرانسه، انقلاب
اكتبر شوروى، انقلاب هايى در چين، الجزاير، كوبا و... رخ داده بود; هيچ جنبش سياسى
ـ اجتماعى اى نبوده كه به نام دين و به نام خدا اتفاق افتاده باشد; خواه در غرب يا
در بلوك سوسياليست و يا كشورهاى جهان سوم. در ايران هم اگر جبهه ملى، يا حزب توده
يا مثلا مهندس بازرگان رهبرى