آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٦٢ - گفتار دوم امام خمينى روابط بين الملل و سياست خارجى
ـ منشأ قدرتِ قدرت هاى بزرگ در فلسفه آن ها نهفته است و نه در ثروت و سلاحشان.
انباشت ثروت و سلاح، ابتدا به تبع آن فلسفه و جهان بينى صورت گرفته و سپس عامل
مضاعفى براى رشد خود شده است;
ـ جهان امروز در همه عرصه ها هر لحظه چيزى نو عرضه مى كند، اما دستاوردهاى
امروزى فاقد روح است. پس هم بايد، و هم مى توان در آن روح دميد. به همين جهت، ايشان
دموكراسى را به عنوان يك دستاورد خوب بشرى مى پذيرد و با طرح نظريه ولايت قصد روح
بخشيدن به آن را دارد.
وقتى كه خميرمايه انديشه سياسى ايشان را تجزيه كنيم، مى بينيم عناصرى دارد كه
بعضى از آن ها، ماهيت فقهى دارد و برخى جزء فلسفه سياسى است; ردّپاى عبرت هايى كه
از تاريخ آموخته اند نيز به وضوح ديده مى شود و مختصات جهان امروز نيز به عنوان
ظرفى كه اين محتوا را در خود جاى مى دهد نه فقط به عنوان يك ظرف، بلكه به عنوان
عنصرى كه فقه و فلسفه را در ظرف زمانى و مكانى خود معنى دارتر مى كند حضور دارد.[١]
ولى عالى ترين ويژگى انديشه ايشان، پيوند عرفان نظرى با سياست عملى است كه واقع
نگرى را به سطحى بالاتر از سطوح واقع بينى، به مفهوم رايج، ارتقا مى دهد.
براى درك بهتر انديشه سياسى معظم له در بعد سياست خارجى، يك بار مبانى فقهى
ايشان را در حد بضاعت خود، مورد بررسى قرار دادم و ديدم تمام رفتار سياست خارجى
معظم له در سه اصل «دعوت»، «نفى سبيل» و «حفظ دارالاسلام» مى گنجد. در ابتدا اين سه
اصل را فارغ از نظرات فقهى معظم له بررسى كرده بودم،[٢]ولى وقتى كه نظرات ايشان را
در اين باب جويا شدم، ديدم كه با آن تطابق كامل دارد; مثلا نامه به آقاى گورباچف در
اصل دعوت مى گنجد. براساس اصل دعوت، ارتباط با
[١] تأكيد مى كنم كه خميرمايه انديشه معظم له نه مخلوطى از فقه و تاريخ و فلسفه و
واقعيت امروز جهان، بلكه تركيبى از آن هاست. منظورم از تركيب نيز همان مفهومى است
كه در شيمى مورد نظر است; بدين معنا كه هر عنصر در تركيب با عنصرى ديگر، ماده اى با
خواص جديد به وجود مى آورد. حال آن كه مخلوط، چنين خاصيتى ندارد. يكى از تفاوت هاى
بنيادين حضرت امام(ره) با بسيارى از فقهاى هم عصر خود و حتى با بعضى شاگردانشان را
در اين مى توان جست كه معظم له معارفى را كه به آن دست يافته بودند به وحدت
رساندند. به همين دليل، اين طور نيست كه گاهى فقيه باشند، گاهى فيلسوف، گاه عارف و
در بعضى از مسائل سياستمدار.
[٢] ر.ك: مقاله «طرح تحقيق در مبانى سياست خارجى اسلام»، فصلنامه سياست خارجى، سال
اول، شماره دوم.