آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٨٩ - گفتار چهارم انقلاب آرمان شيعه، امام خمينى و حكومت اسلامى
قبل مى بينيد كه، بر پايه تحليل مورد نظرتان، على رغم توانايى ظاهرى رژيم و در اوج
اقتدار بودنش، اين نهضت به نتيجه مى رسد و رژيم نمى تواند مقاومت كند. در واقع بحث
از جامعه شناسى سياسى ايران يا ضعف هاى ساختارى رژيم به منظور تعليل و كشف همين
نكته هاست. به بيان ديگر، در اين بحث نيز يك سرى شروطِ لازم داريم و يك سرى شروط
كافى; حاقّ نظريه هايى كه طبق توضيح قبلى مطرح مى شود اين است كه اگر نظام پيشين
درست كار مى كرد و كاركرد اقتصادى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى اش درست بود، هيچ وقت
به اين مرحله نمى رسيديم كه جامعه دچار بحران شود و به اين اتفاق نظر برسد كه نظام
موجود را بايد كنار گذاشت. و آنگاه كه جامعه به اين مرحله بحران و نفى نظام قبلى
رسيد، تاريخ شيعه و روحانيت و حافظه تاريخى ما از اسلام، شرط كافى را تحقق مى بخشد
و نظام جايگزين را معرفى مى كند.
بيانات شما به جا بود; صحبت قبلى بنده اين بود كه زمينه هاى پيروزى
انقلاب و انگيزه اصلى را معرفى كنم، اما اين كه چه خصوصيتى در آن زمان وجود داشت كه
بر خلاف حركت هاى اسلامى ديگرى كه قبلا رخ مى داد و به نتيجه نمى رسيد در اين دوران
به نتيجه رسيد، پاسخ را بايد در امتيازات رهبرى امام جستجو كرد. يعنى به رغم آن
دسته علل و عوامل جنبى داخلى و خارجى كه مطرح شد، چنين نبود كه هر كس اين ندا را
بلند بكند به نتيجه برسد; گرچه شايد آن موقع هنوز اين علل و عوامل با هم جمع نشده
بود. براى مثال، وقتى توده اى ها در ايران در اوج قدرت بودند نوع مردم و علما مى
گفتند بايد شاه را حفظ كرد تا جلو كمونيست ها گرفته شود، ولى در دوره بعد اين بهانه
از دست رژيم گرفته شد. به هر حال، من بيشتر روى شخص امام و كيفيت رهبرى او تكيه مى
كنم; فهرستوار بگويم: نخست اين كه، در امام خصوصياتى بود كه در كسانى كه قبل از اين
قيام كردند، نبود; امام مرجع تقليد بود، ولى مرحوم مدرس، مرحوم كاشانى، فدائيان
اسلام و يا كسانى كه در دوران رضاخان در گوشه كنار، در اصفهان و در جاهاى ديگر از
ميان علما قيام كردند، مرجع تقليد نبودند. مراجع تقليد در نجف يا قم مانند مرحوم
حاج شيخ عبدالكريم يا آقاى بروجردى و يا علماى ديگر هيچ وقت قيام نكردند و موافق
قيام هم نبودند. من در مقاله اى نسبت به آقاى بروجردى نوشتم كه ايشان اهل اقدام
بود; پيام مى داد و تشر مى زد، ولى اهل قيام نبود و من چون از نزديك با وى ارتباط
داشتم مى دانم كه مخالف قيام نيز بود. مرحوم حاج شيخ عبدالكريم هم مخالف بود،
چنانكه مى گفت به هم زدن مملكت آسان است ولى بعد نمى توانيم كنترل كنيم و البته
راست هم مى گفتند. مرجع