آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١١٨ - گفتار پنجم مذهب، نيروهاى اجتماعى و رهبرى امام خمينى در انقلاب اسلامى
است. در نهضت ملى شدن صنعت نفت من به عنوان آدمى كه در متن قضيه حضور داشته، گواهى
مى دهم كه مسئله مذهب در مبارزه با شركت نفت ايران و انگليس و بيرون كردن انگليسى
ها از ايران، نقش اول را داشته است. نمى خواهم بگويم ملّيون و جبهه ملى و دكتر مصدق
و ساير احزاب، حتى توده اى ها و كمونيست ها، در اين نهضت سهيم نبودند، سهيم بودند
ولى مى بينيم كه پيشاپيش نهضت آيت الله كاشانى قرار مى گيرد و آتش نهضت را بر
افروخته مى كند. و يا خليل طهماسبى كه با كشتن رزم آرا سد را مى شكند و روح تازه اى
در ملت مى دمد، تربيت شده نواب صفوى است كه او نيز يك طلبه روحانى است و آن سخنرانى
ها و تظاهرات و هيجان هاى مذهبى در مساجد، در زمان ملى شدن صنعت نفت را جلودارى مى
كند; كه بنده خود ناظر بودم. البته فرنگ رفته ها و روشنفكران و ملى ها و حتى صاحبان
گرايش هاى غيراسلامى هم در اين جريان ها بوده اند، منتها آن ها واقعاً آن جذبه اى
كه يك نفر روحانى در مسجد داشته، در كلوپ سياسى يا حزب سياسى خود نداشته اند. من
منكر نيستم كه وقتى كلوپ هاى حزب توده تشكيل مى شد، يا در ميتينگ هايى كه جبهه ملى
به راه مى انداخت، جمعيتى در حدود صدهزار نفر يا دويست هزار نفر، با مقياس جمعيت آن
زمان ايران، در سراسر كشور تشكيل مى شد، اما آنچه واقعيت دارد اين است كه در همان
زمان ها، اجتماعات مذهبى عاشورا و اجتماعات سراسرى مردم در ايام عزادارى، يا در فوت
مثلا آيت ا... اصفهانى، يا در تظاهرات ديگر مذهبى، بسيار اصيل تر و پرشكوه تر از آن
اجتماعات سياسى برگزار مى شد. درست است كه حزب توده وقتى ميتينگ مى داد شايد تمام
كارگرهاى ايران جمع مى شدند، در حالى كه تمام كارخانه ها نيز زير نظر سنديكاى
كارگرى بود كه ابزار سياسى حزب توده شده بود. يا در زمان دكتر مصدق، جبهه ملى حرف
اول را مى زد، بويژه بعد از آنكه با مرحوم آيت الله كاشانى اختلاف پيدا كرد، وضعيت
طورى شد كه وقتى آيت ا... كاشانى وارد مجلسى مى شدند كسى بلند نمى شد و مذهبى ها
بسيار منزوى گرديدند. اما اين واقعيت تاريخى را هم نبايد فراموش كرد كه ملت ما در
نهايت، يك ملت عاشورايى و مذهبى بوده و هميشه مذهب، به صورتى ريشه دار رفتارش را
متأثر ساخته است. در همان زمان كه آيت اللّه بروجردى مرجع تقليد بودند اگر ايشان يك
كلمه برخلاف دكتر مصدق حرف مى زد كار مصدق خيلى مشكل تر مى شد. يعنى اگر در كار
مرحوم آيت اللّه كاشانى نقصى بود اين بود كه ايشان مرجع تقليد و صاحب رساله نبود و
مرجع تقليد مردم آيت اللّه بروجردى بود و اين اقتدار دينى خيلى مهم است; از اين رو،
وقتى نوبت به امام مى رسد، مى بينيم ايشان از موضع مرجع تقليد بود كه توانست