آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٩٣ - گفتار چهارم انقلاب آرمان شيعه، امام خمينى و حكومت اسلامى
پيوست تا انقلاب اسلامى. به نظر مى رسد اين روند، پيشينه اى بوده كه فكر حكومت
اسلامى را با خود حمل مى كرده است. البته مسئله خلافت اسلامى كه در تركيه وجود
داشت، چندان مورد نظر اين بحث نيست; گرچه از بين رفتنش براى علماى اهل
سنت عموماً و براى برخى از علماى شيعه نوعى حسرت به همراه آورد، به طورى
كه مى گفتند همان حكومتِ به نام اسلامى، وجودش بهتر از عدمش بود و يك نوع استقلال
داخلى و سياسى براى اسلام فراهم آورده بود.
در واقع مى توان گفت روحانيت شيعه در مقاطعى گرايش به مشاركت در امور سياسى ـ
اجتماعى داشته و به صورت مقطعى به ميدان آمده، ولى بعد ناگهان عقب نشسته و به
اصطلاح خودش را كنار كشيده است! .
يا عقبش زدند!
يك برداشت هم مى تواند اين باشد كه او را عقب زدند; به هر حال از مشروطه به اين
طرف در مقاطع مختلف اين تمايل به دخالت و مشاركت را مى بينيم. به نظر شما اين
مشاركت و يا انزوا از سياست و اجتماع، امرى درون زا بوده كه خود روحانيت بر اساس
مصالحى انتخاب كرده و اتخاذ موضع مى كرده و مثلا در مواجهه با مانع خارجى به تعبير
شما على رغم ميل خود عقب زده مى شده، و يا اصولا فعل و انفعال او تابع دلايل و علل
خارجى و محيط بيرونى بوده است؟.
روحانيان ما سليقه هايشان مختلف بود; خيلى از آن ها، اعم از اين كه با حكومت
رابطه داشتند يا نداشتند، خوشبين و محافظه كار و طرفدار آرامش بودند. به همين دليل،
در حدى كه امكان به وجود مى آمده تا حكومت ها قوانين و احكام اسلام را پياده كنند،
قانع مى شدند و بيش از آن هم توقعى نداشتند; با اين توجيه كه وظيفه اى بيش از اين
نداريم. بويژه بعد از عدم موفقيت علما در رسيدن به آنچه در قيام مشروطه در نظر
داشتند، چه آن هايى كه حقيقتاً كمكى به حكومت مى كردند و رابطه اقتصادى با حكومت
داشتند و به اصطلاح، «دربارى» شمرده مى شدند و چه آن هايى كه مشى ديگرى داشتند، نود
درصد اين گونه فكر مى كردند كه وظيفه اى بيش از اين نداريم. در بين علمايى كه، دست
كم، بنده درك كردم شايد از ده درصد هم كمتر بودند كسانى كه فكر كنند وظيفه اى بيش
از اين داريم و بخواهند در برابر حكومت دست به اقدام هاى خشن بزنند ـ نمى گويم
قيام; زيرا چنين تلقى مى شود كه بخواهند حكومت را از بين ببرند و حكومت ديگرى تشكيل
بدهند. قبل از انقلاب به نظر بنده، تنها كسانى كه به طور رسمى طرح قيام در قبال
حكومت و تشكيل حكومت جديد را داشتند، فدائيان اسلام بودند كه رسماً شعار مى دادند
ما مى خواهيم حكومت علوى تشكيل بدهيم و