آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢٠٩ - گفتار يكم حكومت اسلامى، نهاد مصلحت و چالش هاى آتى
نباشيم، به هر حال بقائاً در همان حدى كه تعيين مى شود، باقى خواهد بود. اگر گفته
بودند ولى فقيه براى پنج سال انتخاب كنيم، سال ششم بايد مى رفتند و از نو رأى مى
دادند.
در اين تفسير شما، رابطه ميان نهاد دين و نهاد دولت ـ عرض نمى كنم نهاد سياست،
كه اعم از دولت است ـ چگونه است؟ و اصولا اگر مرجعيت را به مثابه بخشى از نهاد دين
تلقى كنيم، آيا مى تواند استقلال از نهاد دولت داشته باشد يا نمى تواند؟.
دين و دولت در ولايت فقيه يكى است و ما اصلا اين شكل را به عنوان دين پذيرفته
ايم و از آن اطاعت مى كنيم. شما مى گوييد كسانى هستند كه ذاتاً خودشان هم براى خود
اعتبارى دارند، خصوصاً در مذهب ما ـ گرچه سنى ها هم تا حدودى چنين وضعى را دارند ـ
مثل كسى كه مرجع تقليد است و احكام مردم را تعيين مى كند و كسانى از او تقليد مى
كنند و به نظر او عمل مى كنند. حال اگر احكام و نظرات آنان با حكومت معارض شد، ما
ديگر نمى پذيريم كه نظر ولى فقيه و جايى كه حاكميت مشروع وجود دارد، نقض شود. فرض
كنيد حكومت تصميمى راجع به وقف مى گيرد و اجرا مى كند، كسى هم فتوايى دارد و نظرش
سازگار با تصميم حكومت نيست; اين نمى تواند نقض كننده تصميم حكومت باشد. زيرا اين
تصميم، تا جايى كه در محدوده احكام قانونى قرار مى گيرد، واجب الاتباع براى همه مى
باشد و اصالت با اين است. بنابراين در احكام شخصى مثل نحوه عبادت و چيزهاى ديگر،
افراد كار خودشان را انجام مى دهند، ولى آنجا كه حكم حكومتى وجود دارد، ديگر نمى
شود آن را نقض كرد.
بدين بيان، نهادهاى دينى مستقل از دولت، تابعى از دولت محسوب مى شوند..
يعنى محدوده هايى وجود دارد كه اصلا حكم دولتى در كار نيست. ولى آنجا كه
بخواهند معارض حكم نظام باشند، قابل قبول نيست.
تحولات ناشى از وقوع انقلاب اسلامى را در حوزه هاى فرهنگى، اقتصادى و سياسى در
چه نكات اصلى اى ارزيابى مى كنيد؟ از سوى ديگر، چالش هاى اصلى فراروى جمهورى اسلامى
را از آغاز تاكنون، خواه به لحاظ تئوريك و نظرى يا به لحاظ عملى و تجربى، چه در
حوزه داخلى كشور و چه در حوزه خارجى، در چه نكاتى مى دانيد؟.
ما زمانى كه نهضت را شروع كرديم، اهداف مادر و كلانى داشتيم كه تعدادشان البته
زياد است، گرچه جامع همه آن ها «اسلام» و «حاكميت اسلام» است. براى مثال، مسئله
«استقلال» و اين كه نبايد وابسته به خارجى ها و تحت سلطه آن ها باشيم، يكى از