آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٥٩ - گفتار سوم انقلاب اسلامى در پرتو تحولات تاريخ معاصر
بگوييم از ١٥خرداد شروع شد و در ٢٢ بهمن تمام شد. بعضى ها اين گونه مطرح مى كنند كه
گويا انقلاب از ١٥ خرداد شروع شده، ادامه داشته، و بعد حركت انقلابى تبديل به حركت
زيرزمينى و پنهانى شده و بالاخره در ٢٢ بهمن به پيروزى رسيده; و حال آن كه شايد حتى
نشود گفت كه رهبرى نهضت ١٥ خرداد را امام خمينى در دست داشته; در عين حال كه بايد
گفت حركت و مبارزات امام خمينى (ره) بخش مؤثرى از قيام بوده است. من اعتقاد ندارم
كه رهبرى ١٥ خرداد به عهده امام بوده و هيچ كس نمى تواند چنين ادعايى بكند. زيرا در
آن روز اصلا چنين تلقى نمى شد كه حركت امام از پيش برنامه ريزى ويژه اى داشته باشد.
يك حركت خودجوش و خودبه خودى صورت گرفت و آن هم روزى بود كه امام در اسارت بود و
طبيعتاً، امكان اين كه آن را رهبرى كند وجود نداشت. بنابراين اگر بخواهيم كه انقلاب
ما فرضاً به يك جنبش ربط پيدا كند (به مفهوم تداوم يك حركت خير)، جنبش ١٥ خرداد و
قيام ١٥ خرداد است. البته اگر گفته شود هردو جنبش مرتبط با مبارزات امام خمينى
بوده، يا هر دو جنبش را نيروهاى اسلامى رهبرى مى كردند شايد درست باشد. با اين ديد
مى توان گفت كه اين تحليل درست است; ولى اگر بخواهيم قدرى وسيع تر و گسترده تر
برخورد كنيم اين تحليل دچار كاستى خواهد شد كه انقلاب اسلامى پيروز شده در ٢٢ بهمن
را صرفاً متاثر از قيام ١٥ خرداد ٤٢ تلقى بكنيم. بر اين اساس، اين تفكر را من كلا
نفى نمى كنم. يعنى اگر مشابهتى بين قيام ١٥ خرداد و انقلاب اسلامى به دست آوريم، آن
را خواهيم پذيرفت. در عين حال، چنانكه گفتم، معتقد نيستم كه حركت انقلاب اسلامى در
١٥ خرداد ٤٢ شروع شد، سپس رفت زير زمين و بعد از دوازده، سيزده سال بيرون آمد و به
پيروزى رسيد. گرچه رهبر و عنصر مؤثر آن قيام هنوز در قيد حيات بود و در نجف مبارزه
مى كرد، ولى اين بدين معنى نيست كه اين انقلاب دنباله آن قيام است; آن قيام به نظر
من همان روز سركوب شد و نتايجى هم به بار آورد، نه اين كه تداوم يابد. آن قيام يك
حركت خودجوش و خودبه خودى بود كه همان روزها هم سركوب شد. شايد بتوان گفت كه مثلا
حركت مسلحانه و گرايش اسلامى بر ضد رژيم شاه از همان موقع به بعد شكل گرفت، ولى باز
نه به اين معنى كه آن قيام ادامه پيدا كرد. يك نتيجه آن قيام، ايجاد گرايش هاى
انقلابى مسلحانه بود; يعنى چنين احساس شد كه با بحث و گفتوگو و تظاهرات ديگر نمى
شود با رژيم تا دندان مسلح و وابسته شاه برخورد كرد.
يعنى يك نتيجه اين بود كه تفاهم با رژيم به بن بست رسيد و قيام در شكل تظاهرات
و حركت هاى مشابه مسالمت آميز نتوانست راه تكوين خود را بيابد!.