آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢٨ - گفتار يكم سه موج حادثه ساز تا انقلاب دينى
روستايى، شهرى، در جنوب يا شمال، مستمع مى شدند و تا آخر هم همان ها پيشتاز حركت
بودند. و تركيبشان هم شبيه مردم متنوع بود. هنگامى كه چنان موج هايى در درون نهضت
اسلامى به وجود آمد، دكتر شريعتى موفق شد قشر جوانى را تجهيز كند كه همه هم
دانشجوهاى مذهبى بودند. اگر مى خواستيم طبيعت كار را دانشگاهى تلقى كنيم يا هر
عنوان ديگرى، مى بينيد باز افراد درست انتخاب شده اند و بچه هايى به ميدان آمده اند
كه انگيزه هاى دينى داشته اند. كسى نبود آن ها را مجتمع كند، رهبرى پيدا شد و آن ها
را جمع كرد، با آن ها گفتگو كرد، به زبان خودشان سخن گفت و موفق شد موجى ايجاد كند.
در قم هم همين مسئله صحت دارد. طلبه ها، نيروى عظيمى بودند و هر كس به مقتضاى فهم
خويش، عده اى را دور خود جمع كرده بود، تحركى هم در كار نبود و عيبى هم نداشت. طلبه
ها درس مى خواندند و به تبليغ مى رفتند و همان را كه دريافته بودند، بدان عمل مى
كردند. ولى آنگاه كه رهبرى آمد و مسائل اساسى مناسب زمان را طرح كرد، همان ها دور
او جمع شدند. پس در اين روند، واقعاً انتخاب وجود دارد، تصميم آگاهانه هست، و من در
همه جا آثار انتخاب را مى بينم. بنده منكر ابعاد ديگر نيستم; فرضاً اگر امام مى
خواست اين نهضت را از خمين شروع كند چيزى وجود نداشت و با كسى نمى توانست حرف بزند.
يعنى بايد حوزه اى شكل مى گرفت و.... پس يكى از عوامل عمده كار ما، تشكيل حوزه بود.
من نمى دانم در سخنان قبلى گفتم يا نه، كارى كه آقاى بروجردى كردند و حوزه را با آن
وسعت به وجود آوردند، خود يك شرط براى طلوع نهضت بود. بايد حوزه اى مى بود تا
تحولات بعدى به وجود مى آمد، و ما آن را از پايه هاى حركت مى دانيم.
در واقع بنا به تفسير جناب عالى، نبايد خيلى كفّه علل ساختارى و يا عوامل
تاريخى را سنگين در نظر آوريم و در عين حال، از سوى ديگر نمى توانيم بگوييم انگيزش
هاى روانى و دلايل رفتارى، منقطع از آن علل ساختارى و عوامل تاريخى وجود و تحقق مى
يابند. و به بيان ديگر، آنجا كه آن علل ساختارى به اين انگيزش ها و دلايل رفتارى ـ
كه در اينجا انگيزه هاى دينى است - گره مى خورد، حادثه انقلاب و يا حوادث زمينه ساز
انقلاب به وقوع مى پيوندد..
به هر حال، تعبير همين است كه همه آن ها را مى توانيم جزء شرايط و علل حساب
كنيم، اما اصل كار، انتخاب انسان ها و هدايتِ كار است. مانعى ندارد هر چه