آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٦ - گفتار يكم سه موج حادثه ساز تا انقلاب دينى
آن ها به موج اول برمى گردد. من قبول دارم كه عوامل ريز ديگرى هم در اين جريان دست
اندر كار بوده است. فرض كنيد رودخانه عظيمى مانند رود نيل كه از درياچه ويكتوريا
سرچشمه مى گيرد و به سمت سودان، مصر و مديترانه مى رود، در طول مسير رودهاى كوچكى
هم به آن مى پيوندد; يا به تعبير ديگر، اگر جويبارهاى كوچكى وجود داشته باشند، راه
را باز مى كند تا آن ها هم جارى شوند و خود را به جايى برسانند. بنابراين آن هايى
كه چنين تفسير مى كنند، بايد بگويند كه پس از سركوب دولت دكتر مصدق و خفقانى كه به
وجود آمد و ساواك تأسيس شد، به گونه اى كه همه نفس هايشان گرفته بود، چه عاملى آنها
را حيات جديد بخشيد. وقتى كه انجمن هاى ايالتى و ولايتى توسط رژيم مطرح شد و امام و
روحانيت به مبارزه برخواستند و مردم را عليه رژيم بسيج كردند و ظرف مدت سه ماه ما
به پيروزى رسيديم، اولا ديگران در آن مبارزه چه انگيزه اى داشتند كه بخواهند شركت
كنند; مگر آن كه بگوييم اين حركت
را به عنوان وسيله اى براى اهداف خويش تلقى كنند و همراه شوند. ثانياً آن ها ـ كه
كمابيش نيز حضور داشتند، چنانكه برخى نيز شعار مى دادند: انجمن هاى ايالتى و ولايتى
آرى، ديكتاتورى شاه هرگز ـ به چه ميزان در موج مبارزه نقش داشتند؟ چنانكه ما را هم
نفى مى كردند و صريحاً مى گفتند اين ها را قبول نداريم. در نتيجه، آن ها در پيروزى
ما مؤثر نبودند و شايد مخالف هم بودند. وقتى آن قطعه تاريخى را مى بينيد و مى پرسيد
موج فراگير مبارزه با رژيم شاه را چه كسى درست كرد، مى بينيد كه حتى علماى ديگر هم
كه به نحوى پيوستند، نقش اساسى نداشتند. در آن موقع، من از سوى امام به طرف جنوب
رفتم; كسان ديگرى هم انتخاب شدند كه به اطراف كشور بروند. هنوز دولت تسليم نشده بود
و قرار شد ما نامه هايى را با خود ببريم و يك موج قوى ايجاد كنيم. يزد، رفسنجان و
كرمان بر عهده من بود. من در يزد سخنرانى كردم و نامه ام را به آقاى صدوقى دادم. در
رفسنجان نيز جمعيت انبوهى تجمع كردند. به كرمان كه رسيدم، خبر پخش شد كه دولت عقب
گرد كرده و خواسته روحانيت را پذيرفته است. آيت الله نجفى مرعشى نيز در قم، زودتر
از ديگران خبر را و در حقيقت ختم خيزش را اعلام كردند; بدين معنا كه ما به خواسته
هايمان رسيده ايم. ولى نقش امام چنين بود كه ايشان گفتند اين كافى نيست. امام شرط
هايى گذاشتند كه دولت بايد اين گونه بگويد و چنين اعلام كند. در واقع آن قبول آيت
الله مرعشى كه از علماى بنام حوزه بودند،