آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢٤٢ - گفتار سوم فرهنگ انقلاب اسلامى در مواجهه با فرهنگ جهانى
گونه ديگرى سازمان داد و در عين حال به مرحله صنعتى شدن يا مدرنيسم رسيد، بدون اين
كه لزوماً اين عناصر و ويژگى ها را در برداشته باشد.
شواهدى هم بر اين امر داريد؟.
هاديان: بله، قطعاً; در جاى خود استدلال خواهم كرد كه چگونه و چطور مى شود اين
كار را كرد، اما ما بايد اين را بپذيريم كه اين ها ويژگى هاى يك فرهنگ خاص و متعلق
به يك نظام سياسى، اجتماعى، اقتصادى خاص است و ويژگى هاى مدرنيسم نيست، بلكه ويژگى
هاى بخشى از مدرنيسم است، نظام خاصى از مدرنيسم است، مدرنيسم خيلى عمومى تر از اين
قلمداد مى شود. اما بحثى كه من مى خواستم به آن بپردازم اين است كه از يك عرصه
عمومى تر شروع كنم و نشان دهم كه چه عناصرى قابليت اين را دارد كه وارد فرهنگ جهانى
بشود و كدام يك ندارد.
اساساً وقتى كه مى گوييم فرهنگى جهانى شده، منظورمان چيست؟ آيا به معنا اين است
كه ملت ها، دولت ها و به طور كلى بيشتر جمعيت جهان آن را پذيرفته اند، يا منظور اين
است كه بخش هاى بيشترى از دنيا، از لحاظ كمّى، آن را در عمل پياده كرده اند؟
بنابراين ابتدا بايد روشن نمود كه منظور از جهانى شدن فرهنگ چيست; و من فكر مى كنم
بحث هاى اوليه اى كه اشاره كردم، در مورد اين كه ما تفكيك را در يك سطح عام قائل
شويم تا بعد بتوانيم به جزئيات بپردازيم، در اينجا اهميت خود را نشان مى دهد.
سؤال قابل طرح اين است كه اصولا آيا فرهنگى به نام فرهنگ جهانى وجود دارد يا
آنچه هست فرهنگ هاى بومى، منطقه اى يا محلى است كه در تعامل با يكديگرند و اگر
فرهنگ جهانى اى وجود دارد، تنها در حوزه هاى خاصى است، فرضاً در حوزه اقتصادى..
سريع القلم: من قائل به اين هستم كه يك فرهنگ جهانى وجود دارد، هم به لحاظ فكرى،
هم به لحاظ كمّى.
هاديان: اگر آن تقسيم بندى ابتدايى فرهنگ (شناخت ها، باورها، ارزش ها و...) را
قائل نشويم، صحبت كردن درباره آن مشكل خواهد شد. چون ممكن است در عرصه ارزش ها من
اعتقاد نداشته باشم كه هيچ گاه فرهنگ جهانى تحقق پيدا كند، اما در عرصه شناخت ها
معتقدم كه اين اتفاق خواهد افتاد.
سمتى: من معتقدم كه در عرصه شناخت ها يا به تعبيرى از نظر اپيستمولوژيك، بخش هاى
مختلف جهان در حال نزديك شدن و شبيه شدن به يكديگر هستند. البته منظور من از شبيه
سازى فرهنگى، به هيچ وجه يكسان بودن نيست، چنانكه يك مجموعه روبوت (آدم آهنى) اين
چنين است. بلكه منظور شبيه شدن انسان ها در