آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢٥٠ - گفتار سوم فرهنگ انقلاب اسلامى در مواجهه با فرهنگ جهانى
انقلاب اسلامى در مناطق مختلف دنيا يك نوع استقلال تام، هم در سطح سياسى و هم در
سطح فرهنگى و رفتارى و فردى، را مطرح كرده كه جدا از نظام بين الملل موجود، و در
جهت نفى روندهاى مادى در دنياست. پنجم، ترسيم و تصوير آينده اى دور دست براى ملت
هاى مسلمان كه من آن را ايده آليسم دور دست مى نامم; ايده آليسمى كه دست كم در سال
هاى آتى قابل دسترسى نيست و شايد در قرن هاى آينده قابل دسترسى باشد; مشروط بر اين
كه مسلمان ها اقدام كنند و تشكل پيدا كنند و انسجام درونى بيابند. انديشه تمدن
اسلامى را انقلاب اسلامى مطرح كرده كه يك احياى مجدد جغرافياى اسلامى است. ريشه اين
فرهنگ در خاص بودن مسلمان ها است; مسلمان ها اگر بخواهند ملتزم به مبانى دينى خود
باشند، خيلى نمى توانند در فرهنگ جهانى موجود ادغام بشوند. مسلمانان اگر بخواهند
واقعاً به تكليف دينى خود عمل كنند بايد خاص و مجزا بمانند و اختلاط با اين دنيا
نمى تواند مسلمان ها را به مسير عقلانيت دينى شان سوق دهد.
حال با توجه به آن پنج مؤلفه فرهنگ جهانى و اين پنج مؤلفه فرهنگ انقلاب اسلامى
به عنوان مجموعه اى از فرضيه ها، بايد ديد كه ما در چه ويژگى هايى با دنيا تفاهم
داريم; ما هر دو به دنبال نوعى شوكت هستيم. شوكت ما صفت اسلامى دارد، دنيا هم شوكت
مى خواهد. در عين حال شوكت در اين دنيا، هم جنبه ملى دارد و هم تا اندازه زيادى
جنبه اجتماعى و اقتصادى دارد; مسلّماً شوكت اسلامى هم بايد جنبه اقتصادى و اجتماعى
داشته باشد. در اينجا ما به هم نزديك مى شويم; يعنى در واقع هر دو به دنبال يك نوع
قدرت عينى هستيم كه در اينجا ابعاد دينى و اسلامى و فرهنگى و معنوى دارد و در آنجا
ابعاد صرفاً اقتصادى و اجتماعى و ملى. فراموش نكنيد كه من صحبت از واقعيات انضمامى
نمى كنم، بلكه از فرهنگ ذهنى، يعنى آنچه در اذهان مسلمانان است و بيشتر جنبه ايده
آليستى دارد، صحبت مى كنم. به نظر من صرفاً در شوكت اسلامى است كه ما با دنيا تفاهم
داريم، چون دنيا هم به دنبال اين قضيه هست، اما در مؤلفه هاى ديگر، تفاوت هاى جدى
اى به لحاظ باورها ميان ما و دنيا وجود دارد. براى مثال، دنيا عقلانيت ابزارى دارد،
ما عقلانيت ذهنى داريم; در دنيا حوزه منافع مطرح است، در فرهنگ انقلاب اسلامى تكليف
مسلّم دينى موضوعيت دارد; در آنجا وابستگى متقابل اهميت دارد، در اينجا استقلال تام
مسلمين و حوزه اسلام از حوزه كفر مهم است; آنها واقعيت گرا هستند و بر اساس منافع
تصميم مى گيرند و براساس مقدورات حركت مى كنند، در اينجا يك نوع ايده آليسم دوردست
حاكم است; آن طرف اقتصاد خيلى مقدس است، اين طرف اقتصاد، دست كم در ذهن، به عنوان
وسيله