آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٣٧ - گفتار يكم شرايط بين المللى و انقلاب اسلامى
(بازهم برمى گردم به صحبت قبلى خودم) شما در عين حالى كه قصد توسعه داريد و حالت
تهاجمى به خود مى گيريد، در همان حال، نظام دفاعى را نيز به اجرا در مى آوريد.
البته كه آن ها هم داراى ايدئولوژى هستند; ما هيچ سيستم و نظامى را سراغ نداريم كه
بدون ايدئولوژى بتواند به حيات خود ادامه دهد; اين ها از يكديگر جدايى ناپذيرند.
حالا ممكن است بعضى از طرز تفكرها را به عنوان ايدئولوژى به رسميت نشناسيم، اما از
ديدگاه خودشان، دقيقاً داراى يك سيستم باور منظم (ايدئولوژى) هستند. هم داراى
ايدئولوژى اى هستند كه اهداف آن ممكن است مبتنى بر شاخص هاى منافع مادى يا غير مادى
باشد; اين شاخص ها نيز بايد در حال گسترش باشند. اين خاصيت تمام ايدئولوژى هاى
پوياست كه خصيصه جهانشمولى نيز پيدا مى كند. يعنى ادامه حيات خود را در گرو گسترش و
برداشتن موانع اين گسترش مى بينند.
حال، شوروى و نظام كمونيستى، كه بر مبناى ايدئولوژى اش داراى حالتى تهاجمى و
توسعه طلبانه است و مى خواهد گسترش پيدا كند، عمده ترين مانع بر سر راهش را گسترش و
توسعه سرمايه دارى و امريكا مى بيند. پس شما در عين حال كه در حالت تهاجمى هستيد،
كه اين ماهيت نظام سرمايه دارى است، بايد موانع را هم كنار بگذاريد; يعنى حالت
دفاعى به خود بگيريد. اين حالت دفاعى نيز چيزى جز ايجاد سرزمينى مناسب براى توسعه
روابط سرمايه دارى نيست. مثل آن است كه شما در سرزمينى باتلاقى قصد كشت كردن داريد.
هم بايد جلو ورود آب هاى زايد به آن را بگيريد، يعنى ايجاد سدهاى لازم، و هم وسايل
و امكانات كشت را فراهم كنيد. حالا شما در اين زمين گندم بكاريد يا خشخاش، بستگى به
شما و خواسته هاى بعدى شما دارد. بنابراين امريكا در آن مقطع زمانى استراتژى اى را
انتخاب كرده است كه هر دو هدف را دنبال مى كند: ايجاد يك سيستم دفاعى در مقابل
امكان توسعه شوروى و كمونيسم، و بسترسازى توسعه روابط سرمايه دارى در ايران.
البته در بعضى از زمان هاى اين مقطع، اولويت ها تغيير مى كنند. چرا كه بنا به
شرايط متفاوت داخلى و جهانى، ممكن است در زمانى حالت دفاعى شما اولويت بيابد و در
زمان ديگرى، گسترش منافع اقتصادى و روابط توليدى در اولويت قرار گيرد. گر چه ممكن
است اين سيستم همانند تمام سيستم هاى ديگر بتواند به اشباع نهايى خود برسد و ديگر
جز تفكر دفاعى، تفكر ديگرى نداشته باشد; يعنى همان وضعيت امريكا به هنگام وقوع
انقلاب در ايران. اما در دهه چهل، امريكا هنوز با مرزهاى نهايى توسعه خود فاصله
داشت و هنوز توانايى توسعه سياسى، اقتصادى و