آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢١٦ - گفتار يكم حكومت اسلامى، نهاد مصلحت و چالش هاى آتى
على رغم اين كه در مرحله ثبوت و حاقّ واقع چه وضعى داشته باشد، وابسته به «رأى
مردم» و گزينش مردم تلقى مى گردد و صرف نظر از اين كه شخصى «نسبت به ولايت خود» به
چه برداشت و نتيجه اى برسد، تنها رأى اكثريت و «اجتماع امت اسلامى» آشكار كننده
«صواب» از خطا تفسير مى شود. همچنين ولايت مطلقه با مفهوم «وكالت» مورد تطبيق و
ارزيابى قرار مى گيرد و عدم مشروعيت بقايى ولايت فقيه، معادل تجلى حكومت ديكتاتورى
تلقى مى گردد و حكومت و امامت خارجى معصوم نيز تنها با رأى مردم، قابل تحقق و
ارزيابى مى گردد. در فراز نهايى، حكومت اسلامى، حكومتى غيرتوتاليتر و نظامى مبتنى
بر «دو پايه مردم و شريعت» معرفى شده و ولايت و قدرت مطلقه ولى فقيه، «مقيد به
چارچوب» مصالح عمومى مردم و مصالح اسلام و مسلمين بازشناسى مى گردد و بر اين اساس،
ولايت مطلقه ـ به معنى اختيارات خاص ـ ويژگى «ضرورى همه نظام ها» شمرده مى شود.