آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٥٢ - گفتار دوم نهضت ها و جنبش هاى معاصر و انقلاب اسلامى (از منظر روش شناختى)
نمى رسيد.
در واقع، برنامه هاى عمرانى سوم و چهارم و پنجم شاه، از سويى به تحولات جارى
مرتبط با بلوك بندى قدرت هاى سياسى و تقابل دو اردوگاه سوسياليستى و سرمايه دارى و
تأثير آن بر انديشه دينى و سياسى ما در شكل ظهور جنبش هاى متمايل به سوسياليسم و در
نتيجه لزوم پاسخگويى نظام سياسى حاكم پيوند مى خورده و از سوى ديگر، به مسائل و
رخدادهاى داخلى و معضلات درون زا ارتباط مى يافته، يعنى در اين زمان، ما از سويى در
جامعه ايران زندگى مى كنيم و از سوى ديگر در جامعه جهانى; و تأثيرى كه ما از جامعه
جهانى مى پذيريم همان ظهور انديشه هاى مبتنى بر ايدئولوژى است. بنابراين اگر تحولات
دهه چهل و پنجاه در ايران اتفاق نمى افتاد، با صرف نظر از نكته اى كه راجع به «اگر
در تاريخ» گفته شد، آنچه در سال ٥٧ اتفاق افتاد رخ نمى داد. يعنى اگر شاه در وضعيت
كشور تغييراتى مى داد، حداكثر به مثابه زير مجموعه نظام جهانى و تحت فشار آن، براى
نفى حكومت هاى توتاليتر و استبدادى، به سوى يك نوع نوسازى سياسى كه در كشورهاى در
حال توسعه جارى بود، پيش مى رفت و سر از يك حكومت پارلمانى مشروع، و نه انقلاب
اسلامى، در مى آورد.
اما به هر حال به صورت عينى ما فقط با يك تركيب مواجه هستيم كه خودمان آن را
ايجاد نكرده ايم و تنها مى توانيم با تجزيه آن، نقش عوامل مختلف و ميزان حضور كمى و
كيفى آنها را به دست آوريم و تركيب را توصيف كنيم و مثلا بگوييم كه در شكل گيرى
پديده انقلاب اسلامى اين رگه ها به عنوان مؤلفه ها و عوامل خاص چقدر نقش دارند; و
يا بگوييم حضور برخى ظاهراً بيشتر و چشم گيرتر است، بدون اين كه بتوانيم تبيين
دقيقى از سهم هر يك بكنيم. براى مثال، در پيدايش انقلاب مشروطيت ما آرمان خواهى
دينى را كمرنگ مى بينيم، ولى در انقلاب اسلامى حركت از موضع دين و خواست حكومت دينى
را پر رنگ مى بينيم; حضور مرجعيت را به شكل مثبت در آنجا كمرنگ مى بينيم، اما در
اينجا كاملا گسترده و مؤثر مشاهده مى كنيم; تركيب اجتماعى را در جامعه شهرى و
روستايى در دوره مشروطيت كم مى بينيم، ولى در اينجا كاملا برجسته ملاحظه مى كنيم.
جناب آقاى اكبرى، مؤلفه هايى را كه به عنوان عناصر برجسته و يا عوامل شتابزاى
انقلاب مى شناسيد و در طبيعت تركيب مزبور نقش اساسى دارند و ويژگى هاى اساسى جامعه
اين دوره را بيان مى كنند، كدام اند؟.
اكبرى: تعبير من از عوامل شتابزا شايد متفاوت باشد. به نظر بنده بنيادهاى كلى
عوامل، همين هايى است كه مؤثر است و در بحث از آن ها ياد شد. عوامل شتابزا، نزد