آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٧١ - گفتار دوم امام خمينى روابط بين الملل و سياست خارجى
انتظار اين بود كه استراتژى نظام در سياست خارجى براساس اصل دعوت، نفى سبيل و
حفظ دارالاسلام تدوين شود. آيا به نحو مطلوب چنين شده است؟ زمانى كه قانون اساسى
تدوين مى شد، هنوز اين سه اصل از ميان منابع استخراج نشده بود، ولى افكار تدوين
كنندگان قانون اساسى به سويى جهت گرفته بود كه وقتى قانون اساسى شكل گرفت و در
نهايت به رأى گذاشته شد، هر سه اصل را در دلِ خود داشت. پس جا داشت كه روح حاكم بر
قانون اساسى تبديل به يك استراتژى شود و برنامه هاى زمان بندى شده اى براى رسيدن به
آن تدارك گردد. آيا مى توان گفت كه سازمان برنامه و بودجه، بودجه كشور را با نيم
نگاهى به اصل دعوت تنظيم مى كند؟ وزارت ارشاد، وزارت اطلاعات، و نيروهاى نظامى، در
هماهنگى با چنين اصلى سامان يافته اند؟ با توجه به اين كه به گمان خودم، وزارت
خارجه را خوب مى شناسم، گاهى از خود مى پرسم آيا اين قابليت در وزارت خارجه وجود
دارد كه سفير ما يك داعى باشد و نه يك ديپلمات بسيار خوب به سبك ديپلمات هاى متوسط
كشورهايى كه به اندازه كشور ما در تاريخ ريشه ندوانيده اند؟
زمانى با يك هيأت علمى براى شركت در سمينارى به كشورى رفته بودم. ميزبان براساس
پروتكل هاى تشريفاتى جاى مرا تعيين كرده بود. از يكى از اعضاى هيأت تمنا كردم كه در
جايى كه براى من تعيين شده بود بنشيند. سفيرمان درِ گوشى به من اعتراض كرد كه
پروتكل را به هم زده ام. براى ميزبان توضيح دادم كه وقتى من به دنيا آمدم اين
دانشمندى كه اكنون در ركاب او هستم، چند جلد كتاب مفيد نوشته بود و وقتى نوجوان
بودم از كتاب هاى ايشان بهره مند مى شدم. حال خيلى بى ادبى و بى مروتى است كه
برخلاف دستورات اخلاقى مذهبم بر حسب پروتكل در جاى ايشان بنشينم.
سفير ما خود را اسير پروتكل هاى تشريفاتى جارى كرده بود، حال آن كه ميزبان
برخاست و در چهار دقيقه آداب تشريفات اسلام را ستود و گفت اى كاش اخلاق بر تشريفات
حاكم شود. اين نمونه بسيار كوچك، حاكى از آن است كه ما هنوز براى دعوت به ارزش هايى
كه ذاتى فرهنگ ماست ناتوانيم، چه رسد به آن كه سياست خارجى بتواند پيام حضرت امام
به آقاى گورباچف را تعقيب كند و ملتى بزرگ را كه جسارت كارهاى بزرگ دارد به بزمى
دعوت كند كه جام هايش از دست جامى پر مى شود و حافظ در آن ساقى است و مطربش
مولاناست.
ناتوانى ها و نارسايى هاى سياست خارجى هنگامى عيان مى شود كه يك تابلو