آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢٦٣ - گفتار سوم فرهنگ انقلاب اسلامى در مواجهه با فرهنگ جهانى
شايد خيلى هم با شناخت هايى كه ما مى خواهيم ارائه دهيم تعارض نداشته باشد; چرا كه
مسئله شناخت از واقعيات است; اما در عرصه ارزش ها اختلاف نظر قطعاً وجود دارد و من
فكر مى كنم كه اگر ما بخواهيم حامل و سازنده يك فرهنگ غنى باشيم و گذشته اى را كه
در هر صورت برخوردار از يك فرهنگ بسيار غنى بوده احيا كنيم،بايد خيلى فعالانه و
پرانرژى با ارزش هايى كه مواجه مى شويم، از هر جا كه مى آيد و به هر صورت كه باشد،
برخورد كنيم و ببينيم كدام ها براى ما قابل قبول هستند و كدام ها مطلوب شهروندان ما
هستند و ما را به چيزهايى كه در جامعه ارزش قلمداد مى شود نزديك مى كنند و موجب
تعالى و شوكت و شكوه يك ملت مى شوند; همين طور بايد ديد كدام ها با باورهاى قبلى و
با ارزش هاى قبلى ما ضديت خواهند داشت. البته اين فرآيند به همين سادگى كه خدمتتان
گفتم نيست; هم نحوه تأثير گذارى اش و هم نحوه تصميم گيرى نسبت به آن ها، و نيز اين
كه آيا تصميم دولت كفايت مى كند و يا تصميم مردم هم لازم است، همگى فرآيندى پيچيده
دارند. براى مثال، روشنفكران و محققان و علما چه نقشى در اين فرآيند خواهند داشت؟
بحث هاى زيادى در عرصه عادات و آداب و رسوم وجود دارد. به هر روى بخشى از ارزش هاى
موجود جهانى و اجتناب ناپذير خواهد بود، اما بخش ديگرى فرهنگى و محلى است و هر
فرهنگى ويژگى هايى را براى خود حفظ خواهد كرد و جهان مدرن هم به همين نحو ادامه
خواهد يافت. ما مى بينيم در مالزى، پاكستان و بسيارى از جاهاى ديگر مردم لباس خود
را دارند و در عين حال خيلى از ويژگى هاى عصر مدرن را هم پذيرفته اند. اين ها مورد
به مورد بايد بررسى بشود كه در كجاها و كدامين ارزش ها و باورها و آداب و رسوم،
پذيرفتنى است و كدام ها نيست. از سوى ديگر، اين كه هر كشورى يا هر فرهنگى در چه
مرحله اى از رشد اقتصادى يا سياسى يا اقتصادى و نظامى قرار دارد، نسبت به آن برخورد
فرهنگى و نتيجه آن تعيين كننده خواهد بود.
از نظر روش شناسى، لازمه منطقى بحث شما اين است كه بين عرصه شناخت ها و عرصه
باورها و عادات، مرز بكشيم و اين حوزه ها را كاملا از هم جدا تلقى نماييم; آيا چنين
حكمى را مى توان به صراحت اذعان نمود و اين عرصه ها را از هم متمايز دانست؟ براى
مثال، در مورد مالزى شايد الآن خيلى محسوس نباشد، ولى زمينه هاى جديدى كه در اين
كشور شكل مى گيرد مشكلات جدى اى را در همان عرصه هاى باور و شناخت درپى خواهد
آورد..
هاديان: البته براى پاسخ به اين سؤال بايدوارد يك بحث مفصل بشويم، ولى تلقى من
اين است كه به هر صورت باورهاى من و زندگى من و تجربه من در «شناخت» من