آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١١٩ - گفتار پنجم مذهب، نيروهاى اجتماعى و رهبرى امام خمينى در انقلاب اسلامى
آن زعامت عام را پيدا كند. به هر حال با يك گذر تاريخى، عامل مذهب را در ملت ايران
خيلى قوى مى يابيم. اين كه شما به گسست تاريخى اشاره كرديد، من تصورم اين است كه
درست است كه مسئله تغيير حكومت در مبارزات سابق ملت ايران وجود نداشت، اما در عين
حال، رگه هاى اين مسئله را بعد از قاجاريه در زمان ظهور پهلوى مى بينيم كه در آنجا
اصولا مسئله جمهوريت مطرح مى شود; يعنى اين فكر كه نظام سلطنتى از ايران برافتد. در
واقع، بعد از قاجاريه برانداختن يك خانواده و يك سلسله كه سلطنت مى كنند، ديگر
تجربه شده بود، چرا كه در زمان رضاشاه خاندان قاجاريه سرنگون شدند. پس براندازى يك
رژيم نيز مطرح بود كه با طرح مسئله جمهوريت همراه گرديد.
اما اين كه انقلاب اسلامى به صورت يك دولت اسلامى، كه امام خمينى طرح دادند و
عمل كردند مطرح نبوده، اين را من به طور نسبى رد مى كنم. يعنى حرفى است كه از بُعدى
درست است و از بعد ديگرى درست نيست. ما اگر به تاريخچه انقلاب اسلامى برگرديم
بيانيه اى كه فدائيان اسلام و مرحوم نواب صفوى دادند، با اين كه متضمّن تغيير كلى
حكومت نبود، ولى اسمش حكومت اسلامى بود. منتها حكومت اسلامى را آن ها طورى تنظيم
كرده بودند كه شاه مسلمان شود و آدم متدينى باشد، در سراسر كشور نماز جماعت برگزار
شود، بى حجابى رفع شود، شراب خوارى نباشد، عدالت اسلامى برپا گردد، همه مردم نان
داشته باشند، همه خيابان ها تميز باشد، همه مردم بتوانند لباس خوب بپوشند، همه مردم
بتوانند در رفاه زندگى كنند، بيگانه هم شرّش كنده شود، اعم از روس، انگليس و
آمريكا. يعنى چنين حكومتى به صورت ناقص در نهضت فدائيان اسلام مطرح بود. خود ما به
عنوان حزب ملل اسلامى كه زندان رفتيم در انديشه تأسيس يك حكومت اسلامى بوديم و
بيانيه هاى ما و نشريات و شبنامه ها و چيزهاى ديگر مربوط به آن الآن موجود است. آن
حكومت مورد نظر ما، نه تنها حكومت اسلامى بود، بلكه حكومت انترناسيوناليست اسلامى
بود; يعنى يك حاكميت براى كل جهان اسلام ترسيم و تنظيم شده بود، كه گرچه خيال
پرورانه و آرمان گرايانه بود، ولى به هر حال نشان مى دهد كه در عمق جامعه اسلامى ما
و تربيت اسلامى ما و حوزه علميه ما اين مسئله وجود داشته است. نكته ديگر اين كه
معتقدم امام خمينى اگر اين مسئله را مطرح كرد، كارش در واقع زايش نطفه اى بود كه در
بطن ملت اسلام قرن ها پرورش پيدا كرده بود. من اين را به عنوان يك شعار سياسى يا يك
شعر يا يك بيان ادبى نمى خواهم عرض كنم، بنده معتقدم كه از زمان ائمه اطهار(عليهم
السلام) خصوصاً شيعه معتقد بوده كه حكام وقت فاسدند،