آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٥٤ - گفتار يكم شرايط بين المللى و انقلاب اسلامى
كه، انگلستان بيش از هر قدرت خارجى در منطقه، از فرهنگ و خلق و خوى مردم كشورهاى
خاورميانه آگاهى و شناخت دارد. وقتى اين دو را كنار هم بگذاريم مى بينيم كه بهترين
و پرشنونده ترين بنگاه سخن پراكنى خارجى بايد بى.بى.سى. باشد. پس اين ربطى به مسئله
توطئه ندارد. ارتباطاتى كه بى.بى.سى. در داخل ايران داشت، هيچ راديوى خارجى ديگرى
نداشت. حتى در زمان فعلى نيز فعاليت بى.بى.سى. با ديگر راديوهاى خارجى فرق مى كند و
همچنان معتبرترين منبع خبرى خارجى محسوب مى شود. طبيعتاً به دليل اعتبارى كه در
مقايسه با ديگر راديوهاى خارجى دارد، ديگران هم در مورد دادن اطلاعات به بى.بى.سى.
رفتارى متفاوت از خود نشان مى دهند. بنابراين چنين نقشى را كه اين راديو بازى مى
كند من خيلى مربوط به موضوع توطئه نمى بينم، مگر از يك زوايه ديگر كه الآن در موردش
صحبت مى كنم. همان طور كه قبلا هم گفتم، در دهه هفتاد ميلادى در درون هر قطب شكاف
هايى ايجاد شد و اين شكاف ها استقلال طلبى هايى را در پى داشت و بعضى كشورها سعى در
ارتقا بخشيدن به مقام و موقعيت خود در درون قطب خود نمودند. مثال هاى ارائه شده،
ايران و فرانسه بود; اما به طور منطقى اين نمى توانست به فرانسه و ايران محدود
گردد. يك فرضيه اگر خاصيت عمومى داشته باشد بايد در مورد كشورهاى ديگر هم صدق كند;
يكى از اين كشورها انگلستان بود. انگلستان پس از جنگ جهانى دوم، يك سير نزولى را طى
نمود. علت عمده اين ضعف، كاستى ها و محدوديت هاى اقتصادى آن كشور بود. از اواخر دهه
شصت، انگلستان آهسته آهسته بحران هاى اقتصادى را پشت سر گذاشت. از اواسط دهه هفتاد
اين كشور در درون قطب غرب حرف هايى براى گفتن پيدا نمود. يعنى در اين برهه، در پى
يافتن جايگاهى جديد با تعريفى جديد براى خودش در صحنه روابط بين الملل بود.
انگلستان با خروج از شرق سوئز اين را بيان كرد كه توانايى حفظ منافع غرب در آن
منطقه حساس استراتژيك را ندارد. اما اين بدان معنا نبود كه با افزايش توانمندى
اقتصادى اش خواهان رتبه و موقعيت بهتر نباشد. در چنين شرايطى بسيار منطقى است كه از
فرصت هاى ايجاد شده استفاده نمايد. بايد توجه داشت كه در سلسله مراتب درون يك قطب
ارتقا مقام يك كشور و يا بهبود وضعيت يك كشور الزاماً بايد به بهاى كاهش نفوذ و
موقعيت يك كشور ديگر تأمين شود. در اين راستاست كه دولتمردان انگليسى از شرايط
ايجاد شده در ايران براى افزايش نفوذ خود به قيمت كاهش نفوذ امريكا استفاده مى
كنند. من اين را يك توطئه نمى دانم; چرا كه انگليسى ها طراح آن نيستند. آن ها فقط
از اوضاع پديدار شده مى خواهند بهترين استفاده ممكن را ببرند. همين حركت از فرانسوى
ها هم ديده