آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٥٠ - گفتار يكم شرايط بين المللى و انقلاب اسلامى
فرد مذهبى بهترين شخص براى مقابله با كمونيسم است. به واقع اگر شما هم در همان
چارچوب فكرى قرار بگيريد و شناختى از ماهيت مبارزات و اعتقادات سياسى شيعيان نداشته
باشيد، به همان نتيجه امريكاييان مى رسيد. از اين رو، اپوزيسيون مذهبى ايران
ماهيتاً داخلى و فقط در جهت بعضى از تغييرات فرهنگى تفسير شد، و به عنوان نيروى
خواهان تغييرات بنيادى و مقابله با امريكا بازشناسى نشد. آن ها نمى دانستند كه
ماهيت مخالفت نيروهاى مذهبى انقلابى در ايران در جهت براندازى استكبار است و امريكا
نيز به همراه كمونيسم در تعريف استكبار گنجانده مى شود. در اينجاست كه عرض مى كنم
امريكا شناخت واقعى از ماهيت اپوزيسيون در ايران نداشت و پى به وجود يك تضاد عمده
در ايران نبرد و دچار تناقض در سياست خارجى شد.
در اين مورد، برخى از تحليلگران بحث تعديل نيروهاى «سيا» را در همين دوره،
عامل بروز اين آسيب پذيرى و نقطه ضعف در تحليل امريكاييان معرفى مى كنند. گروه ديگر
هم اختلاف برداشت و تحليل سياستمداران و كارگزاران سياست خارجى امريكا را منشأ اين
تحليل و استنتاج غلط مى دانند. جناب عالى چه عاملى را مسبب ناكامى در شناخت
اپوزيسيون ايران و در نتيجه، آسيب پذيرى سياست آن مى دانيد؟.
بدون شك با روى كار آمدن كارتر از ژانويه ١٩٧٧، تغييراتى در سيا صورت گرفت.
اين تغييرات بيشتر در چارچوب كاهش نفرات اطلاعاتى در خاورميانه بود. بايد توجه داشت
كه همين تعديل و كاهش نيرو، خود دلالت بر عدم توجه درست به مسائل و بحران هاى در
حال شكل گيرى خاورميانه داشت و در مورد ايران نيز بيانگر اين واقعيت بود كه مديريت
كاخ سفيد تهديد جدى اى را در ايران و منطقه براى خود تصور نمى كند و به همين دليل
اقدام به كاهش افراد اطلاعاتى خود مى كند. منطق حكم مى كند وقتى كه شما خطرى جدى بر
عليه منافع خود حس مى كنيد، مراكز و افراد كسب اطلاعات خود را افزايش بدهيد. عمل
كارتر نشان دهنده بى توجهى كاخ سفيد، و غير بحرانى بودن ايران از ديدگاه كاخ سفيد
است. با اين حساب كسى نمى تواند منكر اين واقعيت شود كه كاهش نفرات سيا در منطقه،
به سيستم كسب خبر و اطلاعات امريكا صدمه هايى وارد آورد، ولى مشكل اصلى در نحوه
انديشه و نوع تحليل تحليلگران امريكايى مقيم واشنگتن بود كه بايد بر مبناى اخبار
خام، ارزيابى هاى درستى انجام مى دادند. بنابراين، از آنجا كه تفكر امريكاييان در
مسيرى غلط حركت مى كرد، اين تعديل در تعداد خبرچينان سيا نقش مهمى در ناكامى سياسى
آمريكا در قبال انقلاب ايران نداشته است. مى خواهم اين را اضافه بكنم كه حتى اگر