آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٦٤ - گفتار سوم انقلاب اسلامى در پرتو تحولات تاريخ معاصر
قراربگير، مى گويد من مى خواهم هفتاد دولت زير پرچم ايران بيايد، نه اين كه من زير
پرچم بيگانه بروم! گرايش غالب جنبش مشروطه، استقلال طلبانه و آزادى خواهانه بود.
گرايش غالب نهضت جنگل استقلال طلبانه و آزادى خواهانه و تاحدى عدالت خواهانه بود
قيام خيابانى و قيام كلنل محمدتقى خان پسيان نيز همين گونه بود. و خلاصه جنبش ملى
شدن نفت، حركت فدائيان اسلام (هركدام باشرايط خاص خودش)، حركت هاى سال هاى ٣٩ تا ٤٢
كه به ١٥ خرداد منتهى شد، و حتى جنبش مسلحانه آن سال هاى سياه اختناقِ بعد از ١٥
خرداد را نيز مى توانيم بر حركت انقلاب اسلامى مؤثر بدانيم و تجربه هايش را در حركت
انقلاب اسلامى مفيد بشماريم.
بحث از پيشينه تاريخى انقلاب و شناسنامه تاريخى آن، به هر روى به بحث از حضور
آگاهى تاريخى و بلوغ تاريخى يك ملت و گردآمدن و انباشت تجربيات يك قوم در توالى
مستمر تاريخى نيز كشيده مى شود كه اين امر، خود، بخش وسيعى از تاريخ گذشته را به
بحث وارد مى كند; اما در تحليل پاره اى از محققان، چندان تاريخ بعيد گذشته مورد
توجه قرار نمى گيرد، و اصولا پيدايش بحران هاى اقتصادى و اجتماعى در نظام پيشين و
عقيم ماندن رژيم گذشته در ارائه كاركردهاى لازم، عامل بروز بحران و رخداد انقلاب
تفسير مى شود و بر اين اساس، مسئله اسلامى شدن انقلاب و رنگ و بوى اسلامى يافتن آن،
با رجوع به سال هاى ٥٥ ـ ٥٦ بنا به بازگشت مردم به خاطره بعيد تاريخى، تحليل مى
شود. جناب عالى اين تفسير را تا چه حد مى پذيريد؟.
اول اين كه من با برخى از اين تحليل ها كه گفته مى شود نظام گذشته با بحران
روبه رو بوده، به طورى كه وقوع يك انقلاب را گريز ناپذير مى كرده توافق ندارم;
بحران هايى كه رژيم در سال ٥٦ گرفتار آن بود، شايد شبيه همان بحران هايى بود كه در
سال ١٣٢٩ با آن ها دست به گريبان بود; و يا بحران هايى كه در سال ١٣٣٩ با آن ها
مواجه بود. هيچ كدام از آن بحران ها به انقلاب منجر نشد.بحران اقتصادى، به آن معنى
كه بعدها تفسير مى شود، وجود نداشت; به شاخص هاى سال هاى آخر رژيم سابق نگاه كنيد!
هنوز ما به آن شاخص ها از نظر رشد اقتصادى و شاخص هاى كلان اقتصادى نرسيده ايم.
چنين نيست كه بحران اقتصادى شديد، رژيم را به سقوط نزديك كرده باشد و يا نظام سياسى
چنان بحران زده باشد كه رژيم در معرض سقوط باشد. اولين جرقه هاى انقلاب در شرايطى
شروع شد كه جنبش هاى مسلحانه به طور كامل سركوب شده بود. تنها حركت اميدوار كننده،
در شكل اسلامى اش، حركت مجاهدين خلق بود كه در اثر آن انحراف ايدئولوژيك، دودسته
شدند و جناح ماركسيست آن