آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٣٨ - گفتار دوم نهضت ها و جنبش هاى معاصر و انقلاب اسلامى (از منظر روش شناختى)
طباطبائى و حاج سيد عبد الله بهبهانى هيچ كدام دنبال اين تفكر نبودند; حتى مشروطه
مشروعه شيخ فضل الله نورى هم دنبال اين فكر نيست و تنها مايلند تغييراتى را در
حكومت ايجاد كنند و به تعبير خودشان، تا جايى كه ممكن است عدل بيشتر اجرا شود. اما
اساساً ايده اين كه نظام موجود را فرو بريزند و طرحى نو دراندازند در تفكر جريان
دينى ما اصلا موجود نيست. شما در كتاب ولايت فقيه امام با اين تفكر مواجه مى شويد
كه مبانى نظرى خاصى براى حكومت عرضه مى شود و شيوه قبلى نصيحت به شاه و اصلاح معايب
دستگاهِ حكومت، تغيير مى كند. از اين پس، روش جديد و هدف هاى خاصى در مبارزه مشاهده
مى شود و در سال هاى ٥٦ و ٥٧ نيز به عنوان يك ويژگى عمومى و فراگير مطرح مى گردد.
بنابراين به لحاظ رويكرد به مبارزه و نگاه به هدف ها و آرمان هاى مبارزه، ريشه هاى
انقلاب اسلامى را ١٥ خرداد تشكيل مى دهد و از اينجا ما با پديده اى مواجه هستيم كه
با مجموعه مبارزه هاى قبلى، متفاوت است. از درخواست هايى كه در انقلاب اسلامى مطرح
مى شود و در سال ٥٦ اوج مى گيرد، در نهضت هاى پيشين، اعم از مشروطه، مبارزات بعد از
مشروطه، نهضت جنگل، قيام خيابانى و مبارزات مدرس، هيچ نشانى وجود ندارد و آنچه به
عنوان حركت انقلاب اسلامى مطرح است كاملاً جديد مى باشد. خلاصه اين كه تا پيش از
شروع انديشه انقلاب اسلامى، اصلاح طلبى مطرح است; ولى پس از آن، گرايش به دگرگونى
عميق اجتماعى يا همان انقلاب اجتماعى طرح مى گردد. بنابراين، بنده معتقدم به لحاظ
مبانى فكرى، ريشه اصلى انقلاب را بايد در همين مبارزات شيعى جست و نه در فكر قانون
خواهى ميرزا ملكم خان مستشار الدوله يا فكر اصلاح طلبى حكومت اميركبير و يا مبارزات
ترقى خواهانه سپهسالار; كه اين يك جريان كاملا ممتاز به لحاظ تاريخى است.
ممكن است كسى انقلاب را به گونه اى تعريف كند كه بر اساس آن، مجموعه مبارزات و
جريان هايى كه تا سال ٥٦ به وقوع مى پيوندد، خاستگاهى ضد استبدادى داشته و صرفاً در
مواجهه با نظام سياسى پيشين، تحقق عينى يافته،به اين معنى، انقلاب تا مرحله وقوع،
يك جريان است، ولى از دوره پيروزى يعنى از سال ٥٧ به بعد تبديل مى شود به جريانى كه
در صدد است حكومت دينى تأسيس كند و حكومت شيعى را حاكم بكند. با اين ديدگاه، ديگر
نمى توان آن پيشينه تاريخى را در اين مجموعه قرار داد كه صرف حكومت دينى مراد بوده
است، و اين تفسير از گذشته تاريخى انقلاب، امرى پسينى خواهد شد; چنانكه پاره اى اين
چنين تحليل مى كنند. بعلاوه، درست است كه شيعه همواره در مسير مبارزه بوده، ولى اين
مبارزه بدين معنى بوده كه حكومت ها را .