آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٤٢ - گفتار يكم شرايط بين المللى و انقلاب اسلامى
استقلال طلبى هاى شاه و وقوع انقلاب ايران نيز از بُعد مسائل بين الملل، از همين
زاويه قابل توضيح است. در نظام دو قطبى، هر قطب تابع يك نظام سلسله مراتبى است.
مثلا در قطب غرب، امريكا رهبرى را به عهده دارد و كشورهاى انگلستان و فرانسه در
رقابت براى دوم شدن هستند و بقيه كشورهاى اروپايى و جز آن بر اساس توانايى هاى
سياسى، اقتصادى، نظامى و موقعيت جغرافيايى و تاريخى خود در رده هاى بعدى قرار مى
گيرند. منطق چنين حكم مى كند كه هر كشورى در اين قطب سعى در بهبود جايگاه خود
نمايد. چرا كه با اين كار به امتيازات بالاترى دسترسى پيدا خواهد كرد. البته
امتيازات، صرفاً مادى نيستند، بلكه غالباً سياسى هستند كه بعدها با توجه به توانايى
هاى بالقوه كشورِ دارنده، امكان تبديل آن ها به منافع مادى وجود دارد. اين روندى
است كه در تمام دوره نظام دو قطبى منعطف وجود دارد. حتى در قطب شرق نيز همين روند
در جريان است. اختلافات چين و شوروى را نيز مى توان از اين زاويه توضيح داد. حال به
نكته اى ديگر توجه كنيد. نظام دو قطبى براى اولين بار در تاريخ مدرن بشر شكل مى
گرفت، به طورى كه هر دو قطب مجهز به تسليحاتى شده بودند كه مى توانستند نه تنها قطب
مقابل را، بلكه كره زمين را بيش از بيست بار نابود كنند. اين يك توانمندى عظيم است;
توانمندى اى كه عنصر ضد خود را در درون خودپرورانده است و درجه بالاى قدرت تخريب و
عقلانيت حاكم بر فرماندهى آن، اجازه استفاده از آن را (در شرايط متعارف)، سلب مى
نمايد. بنابراين، اين توانمندى عظيم، خود عامل بازدارندگى است. خصوصيت اساسى
بازدارندگى، توانايى افزايش توان تخريب عليه دشمنى است كه او هم در حال افزايش توان
تخريبى خود است. دو كشور به چنان توانايى اى مى رسند كه هيچ كدام از آن ها توان
عبور از مرزهاى تعريف شده و به توافق رسيده بين خودشان را ندارند. و اين به معناى
ايجاد يك مانع عظيم در جهت استفاده از قدرت تخريبى فوق العاده است.
چرا كه در صورت استفاده، اصل بازى از بين خواهد رفت!.
دقيقاً اين يكى از خصوصيات بارز بازدارندگى است. شما اين مقوله را در روابط
خانوادگى كه دو قطب را پدر و مادر تشكيل مى دهند و فرزند بين هر دو قرار گرفته است
مى بينيد.فرزند در مواقعى تشخيص مى دهد كه مسائلى وجود دارد كه پدر و مادر براى آن
قادر به جنگيدن با يكديگر نيستند ( زيرا احتمال فروپاشى روابط زناشويى آن ها وجود
دارد). آنجا فرزند مى تواند از هر دو (پدر و مادر) امتيازِ كسب يك موقعيت بهتر را
بگيرد، و اين جنگى است كه هميشه در خانواده ها در جريان است. هر چه سن فرزند بالاتر
مى رود و يا توانمندى هايش، از نظر جسمى و فكرى،