آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٣٧ - گفتار دوم نهضت ها و جنبش هاى معاصر و انقلاب اسلامى (از منظر روش شناختى)
يك حكومت قانونى بود و از قانون خواهى در غرب تأثير گرفته بود. اين جنبش بر آن بود
كه ساختار سياسى را از استبداد مطلق به نظام مشروطه تبديل كند. ولى ما در انقلاب
اسلامى خواستار اجراى قانون و به دنبال اصلاح حكومت مشروطه نيستيم; حتى به دنبال يك
انقلاب سياسى هم نيستيم، بلكه به دنبال يك انقلاب اجتماعى هستيم. يعنى انقلابى كه
مبانى ساختمانى اجتماع ما را بر بنيان اسلام استوار سازد. با اين نگاه، ديگر در رژى
نمى توانيم اين وجه را پيدا كنيم، در مشروطه هم نمى توانيم جستجو كنيم، به طريق
اولى در نهضت ملى و مبارزات مصدق هم نمى توانيم دنبال كنيم و حتى در ١٥ خرداد هم
نبايد در پى آن باشيم. در ١٥ خرداد به يك سلسله سياست هاى حكومت و يك سلسله قواعد و
مصوبات مجلس اعتراض شد.
در اين دوره، امام شايد مصلحت نمى بيند كه انديشه روشن و مشخصى براى تأسيس حكومت
اسلامى طرح كند; فكر تأسيس حكومت اسلامى فكرى است كه بعد از قيام ١٥ خرداد طرح مى
شود. بعد از وفات امام حسن(عليه السلام) ائمه شيعه از صحنه رهبرى جامعه كنار رفتند
و نهضت امام حسين(عليه السلام) هم نتوانست در برگرداندن حكومت به شيعه موفق شود. به
هر حال شيعيان در طول تاريخ بر آن بودند كه حكومت ها بايد واژگون شوند و به حكومت
مبتنى بر اسلام و قرآن مبدّل گردند. گمان مى كنم كه به لحاظ مبانى نظرى، در حقيقت
ريشه هاى فكرى تأسيس حكومت اسلامى در آنجا شكل مى گيرد; اما به لحاظ نوع مبارزه و
شيوه مبارزه، ريشه آن را در بسيارى از جريان ها مى توان شناسايى نمود; مبارزه اى كه
در طول تاريخ معاصر ما وجود دارد مجموعه اى از برش هاى مقطعى و مبارزات مقطعى است.
براى مثال، جنبش رژى عليه استعمار، نهضت مشروطه عليه استبداد با علايق محدود ايجاد
يك نظام سياسى خاص، نهضت ملى شدن نفت عليه قدرت خارجى انگليس و بعد، مبارزات
پراكنده اى كه رويكردهاى عمدتاً اصلاح طلبانه دارد تا ١٥ خرداد، همگى مجموعه اى از
مبارزاتند كه به دنبال يك انقلاب اجتماعى و دگرگونى ساختارى نيستند. ولى از يك دوره
خاص، در پايان دهه چهل و اوايل دهه پنجاه به شيوه هاى خاصى در دگرگونى مبارزه و روش
هاى مبارزه نايل مى شويم كه ديگر از اين مقطع ويژه به دنبال نگه داشتن نظام حكومت
موجود مشروطه و اصلاحش نيستيم و به دنبال اين نيستيم كه در چارچوب انتخابات، وكيل
واقعى به مجلس بفرستيم، بلكه به دنبال براندازى هستيم. از ١٥ خرداد، يك راه جديد در
مبارزه، بخصوص در ميان جريان هاى مذهبى، مطرح شد كه حكومت موجود بايد ساقط شود و
حكومت جديدى به جاى آن ايجاد شود; مبدأ اين راه جديد قيام ١٥ خرداد است. يعنى
ميرزاى شيرازى و حاج سيد محمد