آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٦٢ - گفتار سوم انقلاب اسلامى در پرتو تحولات تاريخ معاصر
شدن نفت قائل نبودند و توجه نمى كردند كه اين انقلاب تفاوتش با حركت هاى پيشين در
اين است كه يك نظام سلطنتى استبدادى ٢٥٠٠ ساله و يك نظام استعمارى حدود ٥٧ ساله را
سرنگون كرده است. بنابراين، اين ديدگاه هم به آنجا مى كشد كه حركت انقلاب اسلامى
را، بخشى از حركت هاى قبلى مى شمارد و كم كم حركت هاى قبلى را نيز، به دليل نتايج
خاص تاكتيكى كه داشته، نسبت به انقلاب اسلامى اولى مى شمارد و انقلاب اسلامى را به
همان جهت، تأثير گرفته از حركت هاى قبلى مى داند. و در نهايت، چنين مى شود كه اين
انقلاب شايستگى تأثير گرفتن از حركت هاى قبلى و تداوم آن ها تلقى شدن را نداشته و
صرفاً آن ها مثبت تلقى مى شوند; آن حركت ها و آن جنبش ها قابل تأييدند و انقلاب
اسلامى قابل تأييد نيست. عده اى هم كه كاملا از نتايج انقلاب ناراضى اند و به آن
حركت ها، از جمله ١٥ خرداد، بهاى بيشترى مى دهند باز انقلاب را از آن پيشينه ها جدا
مى كنند.
بنابراين، صحيح نيست كه نوعى پيشينه مستمر خطى و يا پيشينه اى گزينش شده براى
انقلاب اسلامى در نظر بگيريم، و يا اين كه اصولا انقلاب را از پيشينه خود به كلى
منقطع نماييم، بلكه بايد بررسى كرد كه هر پديده اى چه تأثيرى بر تحولات پس از خود
داشته است ؟.
به اعتقاد من با آن تعريفى كه از نقش و تأثير كرديم، انقلاب اسلامى ما متاثر
از كليه حركت هاى سياسى ـ اجتماعىِ مردمى و اسلامى پيش از خود است. ولى اين كه مثلا
چرا واقعه رژى به عنوان نقطه شروع انقلاب اسلامى، مطرح مى شود، چرا نمى گوييم قبل
از رژى، چرا نمى گوييم مثلا از زمان سربداران؟ بله، همه اين ها را مى شود گفت، ولى
بالاخره بايد يك حدى در نظر گرفت و يك جايى را مبنا قرار داد; كه ما حركت هاى تاريخ
معاصر را بيشتر مدنظر قرار مى دهيم. زيرا مشابهت ها بيشتر است. براى مثال، سربداران
يك قيام مسلحانه عليه ظلم و ستم و خودكامگى بود، ولى ماهيتاً با حركت هاى عصر حاضر
تفاوت داشت و شما شباهت هاى انقلاب اسلامى با جنبش ملى شدن نفت يا انقلاب مشروطه را
نمى توانيد در آن پيدا كنيد. همان واقعه رژى نيز يك حركت مردمى با دست خالى و بدون
اسلحه است و برخلاف حركت هاى مسلحانه و نظامى ـ كه به هر حال ما حركت هايى مثل حركت
ميرزا كوچك خان را از آن دست مى بينيم ـ نوع حركات متفاوت هست، شعارهايش متفاوت
است; حال اگر بخواهيم وجوه اشتراك پيدا كنيم مى شود پرسيد كه چرا از رژى شروع كنيم.
من معتقدم كه رژى شايد اولين جنبش در تاريخ معاصر است كه انقلاب اسلامى مى تواند از
آن تجربه بگيرد و از آن متاثر شود. نه به اين معنى