آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٩٩ - گفتار چهارم انقلاب آرمان شيعه، امام خمينى و حكومت اسلامى
نشان مى دهد و يا سوء استفاده هاى مادى از خود بروز مى دهد، بسيار ضربه مى زند. يك
بسيجى وقتى مى بيند خود در نهايت محروميت است و فلان روحانى و يا فلان مقام سياسى
يا رئيس بانك سوءاستفاده مى كند، بسيار متأثر مى شود. و از جمله خطرات يكى هم اين
است كه گاهى ديده مى شود در سخنرانى ها و خطبه هاى نمازجمعه صحبت هايى مى شود كه با
فكر وحدت اسلامى، كه به تعبير يكى از معاونان وزارت خارجه بزرگ ترين شعارى است كه
ما از آن بهره برده ايم و مسلمانان به واسطه آن به انقلاب دل بسته اند، نمى سازد.
يعنى يك فكر شيعى صد در صد خالص و غليظ و افراطى در چنين فضاى گسترده پس از انقلاب
عرضه مى شود; گرچه بنده نمى گويم اين گونه حرف ها درست نيست و باطل است.
يعنى لزوماً همه حقايق و مطالب درست در همه جا و هر زمان نبايد مطرح شود!.
به ما گفته مى شود كه شما شعار انقلاب اسلامى مى دهيد، در داخل كشور ميليون ها
سنّى داريم و در خارج هم يك ميليارد. در حالى كه اين حرف ها همه را از شما مى
رنجاند. در قم و جاهاى ديگر خيلى از روحانيون يا غير روحانيون مى خواهند با وهابيت
و فكر سلفى گرى مبارزه كنند و بايد هم چنين كرد، ولى توجه نمى كنند كه در اين
مبارزه نبايد حرف هايى را بزنند كه ساير سنى هاى غير سلفى را برنجانند; اگر در بين
دعوا با سلفى گرى، به خلفا اهانت كنيد، ساير سنّى ها چگونه قضاوتى در اين مورد
خواهند كرد؟ چنانكه اين رفتار مصداق همان تبليغ دشمنان خواهد شد كه مى گويند شيعه
ها خلفا را كافر مى دانند يا صحابه را كافر و فاسق مى دانند يا اصولا مسلمان نمى
دانند. در كوران چنين دعوايى كه با يك فرقه خاص داريم، نبايد مسائلى را مطرح كنيم
كه كل مسلمانان را از خود برنجانيم و همه آن ها را به طرف سلفى گرى سوق دهيم. اين
ها خطرات و لطماتى است كه از درون انقلاب متوجه ماست. مسائل اقتصادى هم كه خود،
داستان مفصّل و همه آشنايى دارد. نيروهاى انقلابى ما تحت فشار معيشتى و زندگى
اقتصادى و گرانى، شكايت به كجا مى توانند برد. در بيمارستان بقية الله يك نفر به من
گفت برادرم شهيد شده و مى خواهم برايش مراسم سالگرد بگيرم ولى پول ندارم; خواستم
قرض كنم هيچ كس نمى دهد، نه بيمارستان و نه كس ديگر. سپاهيانى كه در فرودگاه هستند
به من گفته اند كه ما ظهرها بايد نان و سيب زمينى بخوريم و فلان عضو هواپيمايى از
فلان هتل برايش غذا سرو مى شود. آن يك كارمند رسمى است و ما محافظ فرودگاه; و الى
ماشاءالله از اين گونه مسائل.... اين وضعيت چقدر مى تواند ادامه پيدا كند؟ و چرا ما
به