آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢٦٠ - گفتار سوم فرهنگ انقلاب اسلامى در مواجهه با فرهنگ جهانى
رهگذر در عين توجه به وضع مطلوب نوين، حامل برخى عناصر فرهنگى برگرفته از نهضت هاى
شيعى، نظير ستيزه جويى و قيام عليه وضع موجود گرديد. بر اين اساس، روند ناشى از
انقلاب در تقابل با وضعيت فرهنگ جهانى قرار گرفت. حال، بايد بر اين نكته تأمل نمود
كه بسيارى از انقلاب ها در تداوم روند پس از پيروزى خود، گرچه در ابتدا ادعاهاى
ويژه و مستقلى هم داشته اند، به گونه اى در مسير حل و هضم شدن در مناسبات جهانى و
همسانى با فرهنگ غالب و مسلط و يا، دست كم، كمرنگ شدن ويژگى هاى متمايز خود، قرار
گرفته اند. بدين سان با فرض صدق چنين فرآيندى، در خصوص روند آتى تقابل فرهنگ ناشى
از انقلاب اسلامى با فرهنگ مسلط جهانى چه تحليل و تبيينى مى توان داشت؟
هاديان: بدين لحاظ با شما كاملا موافقم; ما تعريف مجددى كه از خودمان، از جهان
جديد و از انسان كرديم، هم در ضديت با غرب بود و هم در بازگشت به تاريخ گذشته و
عمدتاً فرهنگ شيعى خودمان. بدين سان مى بينيم كه مثلا عنصر شورا ناگهان مسئله اى
مهم و جدى مى شود. چرا كه در عين اين كه ما تعريف خود را در ضديت با غرب شكل مى
دهيم، از سوى ديگر به سنت هاى خودمان هم بازگشت مى كنيم.
در واقع يك نوع سلفى گرى در انقلاب پديدار مى شود; منتها عناصر گذشته تاريخى،
در تعامل با يك سلسله عناصر مقبول فرهنگ جهانى، تفسير جديدى مى يابد و مقبول مى
افتد و آن بخشى كه ظرفيت و كشش لازم را براى اين كه به تفسير جديد در آيد و مورد
پذيرش قرار گيرد، ندارد و يا آن بخشى از عناصر جديد كه تصور مى شود در ضديت با اصل
بازگشت به پيشين است، طرد شده و كنار گذاشته مى شوند..
هاديان: اين بحث جديدى است كه بايد واردش شويم و دقيقاً به بحث هاى اخير باز مى
گردد كه چگونه بعضى از عناصر يك مذهب يا مكتب، در زمانى خاص برجسته مى شود. يك گونه
تحليل مبتنى بر اين است كه معمولا عناصر مورد اقبال، در واقع به صورت وارداتى و از
دنياى جديد برگرفته مى شود ـ براى مثال شورا، آزادى و...; آنگاه پس از مقبوليت و
مطلوبيت اين عناصر، بازگشتى به تاريخ و فرهنگ و مذهب گذشته صورت مى گيرد و تلاش مى
شود تا چارچوب قابل قبول پيشين، به گونه اى مورد باز تفسير قرار گيرد كه با عناصر
مقبولِ بر آمده از دنياى جديد، سازگار افتد و يا حتى عناصر مزبور، برجسته و ويژه
معرفى شوند. اگرچه اين فرآيند، به يك معنى، همواره اتفاق مى افتد، ولى در پاره اى
از زمان ها ـ از جمله زمان انقلاب هاو تحركات اجتماعى ـ سرعت و شدت بيشترى مى يابد.
چرا كه در اين زمان ها ظهور آنومى و بى هنجارى و فرو پاشى هنجارهاى پيشين، زمينه
ساز عرضه و جذب هنجارها و تعاريف نوين به