آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٦١ - گفتار سوم انقلاب اسلامى در پرتو تحولات تاريخ معاصر
برخى نيز انقلاب اسلامى را به حركت ها و نهضت هاى مشابه در تاريخ معاصر تحويل
مى برند و آن را همسان يكى از آن ها مى شمارند..
بلى، پاره اى نيز انقلاب اسلامى را، با كمى تفاوت، هم عرض حركت هاى مختلفى كه
در جامعه ايران طى قرن اخير و دوره معاصر روى داده، تلقى مى كنند. بيشتر كسانى كه
گرايش هاى ملى گرايانه و يا ليبرالى دارند، سعى مى كنند وزن انقلاب اسلامى را كاهش
دهند. شايد هم اساساً تصورشان از انقلاب اسلامى حركتى شبيه به مثلا نهضت ملى شدن
نفت است و اصولا ديدگاهشان چنين است; كه دست كم در اوايل پيروزى انقلاب اين را به
وضوح مى توان ديد. در دوره دولت موقت مى ديديم كه حركت هايى كه دولت مى كرد گويا
اصلا باورش نشده بود كه در اين كشور، انقلاب شده است و توجه نداشت كه حركت هاى
دوران دكتر مصدق، اگر چه براى آن دوره خوب بود، بعد از پيروزى انقلاب اسلامى نمى
توانست متناسب باشد، و شرايط به گونه ديگرى است. فرض كنيد در دوران ملى شدن نفت،
چون دكتر مصدق نخست وزيرى بود كه از مجلسِ وابسته رأى اعتماد گرفته و بعد نخست وزير
شده بود، در شرايط خاص سياسى جهانى و داخلى، با درايت و سياست سعى مى كرد تا در
چارچوب آن نظام وابسته، شعارهاى ضد استعمارى و استقلال طلبانه را بتدريج به پيروزى
برساند. شبيه اميركبير كه او هم مورد تأييد و احترام است و هيچ كس اميركبير را نفى
نمى كند; ولى او نيز وزير ناصرالدين شاه بود كه هم دست ناصرالدين شاه را مى بوسيد و
هم آن اصلاحاتى را كه فكر مى كرد بايد در جامعه انجام شود، سعى مى كرد در همان
چارچوب انجام دهد. ولى آيا مى شد بعد از انقلاب اسلامى، محمدرضا شاه را بياوريم و
دستش را ببوسيم و پاره اى اصلاحات را دنبال كنيم.آن موقع امير مجبور بود دست
ناصرالدين شاه را ببوسد، ولى ما كه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در آن شرايط قرار
نداشتيم. يا مصدق در آن شرايط درصدد بود، بتدريج ارتش را از اختيار نظام وابسته
حاكم درآورد و مى گفت فرماندهى كل قوا با شاه نباشد; افسران وابسته را با اختياراتى
كه گرفت يك يك بازنشسته كرد. حال همان جناحى كه انقلاب را حركتى نظير جنبش هاى قبلى
تصور مى كرد، چنين مى پنداشت كه از ٢٣ بهمن ١٣٥٧ بايد يك تعداد ارتشبد، سپهبد و
سرلشكر، كه از جمله ارتشبد اويسى و يا سردمداران رژيم سابق نيز جزء آن ها بودند ـ
كه يا در جريان انقلاب معدوم شدند يا در هفته هاى بعد و ماه هاى بعد اعدام شدند يا
فرار كردند ـ همه به عنوان بازنشسته دولت موقت اعلام شوند; كه اطلاعيه دولت راجع به
بازنشستگى از اين ديدگاه ناشى مى شد. گويا آن ها هيچ تفاوت كيفى اى بين انقلاب
اسلامى و جنبش مشروطه و جنبش ملى