آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢١٢ - گفتار يكم حكومت اسلامى، نهاد مصلحت و چالش هاى آتى
و فرهنگ هاى مختلف. از جمله اين كه در قطب مقابل ما، امريكا، تركيه و اسرائيل
نزديكى بيشترى به هم پيدا مى كنند و در طرف ما، روس ها، چينى ها، ايران و احتمالا
هند به عنوان چهار قدرت بزرگ آسيايى كه در آينده منافع مشتركى خواهند داشت، به هم
نزديك مى شوند كه در واقع ايرادهايى نيز كه به امريكايى ها گرفته مى شود اين است كه
با اتكا بر استراتژى امروزى و با ادامه دادن روش هاى موجود، باعث مى شوند كه ايران
بيشتر به كشورهاى ديگر مثل روسيه، چين و... متمايل شود. از سويى نيز، عصر آينده عصر
آسيا شمرده مى شود و انرژى جهان هم عمدتاً در اين منطقه وجود دارد و در نتيجه اين
ابعاد، رقابت ها و بلوك بندى ها را در اين منطقه تشديد خواهد نمود. جناب عالى وضعيت
آينده ما را باتوجه به رقابت ها و بلوك بندى هاى تازه چگونه مى بينيد؟
بحث در اين است كه در اين بلوك بندى ها جاى ما كجاست; اگر اتفاق تازه اى
بيفتد، يا گروه سومى از كشورها پيدا شوند، جايگاه ما چه خواهد بود. با وضع فعلى اين
يكى از مشكلات ماست. ما با توجه به واقعيتهاى موجود از طرفى با كشورهاى اسلامى خيلى
آسان نمى توانيم واحد مشتركى تشكيل دهيم; زيرا بلافاصله مسائل مذهبى شيعه و سنى
مطرح مى شود و تنگ نظرى ها و سخت گيرى هايى كه هست خود را نشان مى دهد كه اين ها هم
بحث هاى عقيدتى و ايدئولوژيك نيست، بحث هاى اجرايى است. و خلاصه با كشورهاى اسلامى
حسابى نمى توانيم بجوشيم. در بلوك بندى ديگر، با هند، يا چين يا در نهايت، فرانسه و
آلمان بايد ببينيم از چه جهت مى توانيم گره بخوريم. به هر حال، آسيايى بودن دليل
نمى شود. اگر بلوكى را هم به عنوان همفكر خود بتوانيم پيدا كنيم، مثلا كشورهاى
انقلابى مثل سودان، ليبى و امثال آن ها، با آن ها چقدر مى توانيم بجوشيم؟ با اين
گونه كشورها يك عنصر مشترك داريم مثل ضدامريكايى بودن، و چندين نقطه افتراق داريم و
با هم جور نمى آييم. به علاوه، حوادث اخير هم نشان داد كه اين بلوك بندى آسيايى و
اروپايى خيلى واقعيت ندارد. مگر اين كه چين بتواند محورى براى ديگر كشورها شود.
اكنون غربى ها قوى ترند و حسابى همه چيز دستشان است. نتيجه مى گيريم كه در سياست
خارجى بايد به واقعيت ها توجه كنيم و همان اصل مصلحت انديشى و توجه به اهم در مقابل
مهم را كه در رفتار عملى داخلى داريم اينجا هم داشته باشيم، و اگر نباشد اين اصل
مدنظر باشد آنوقت با توجه به اصول ديگر و مصالح عاليه نظام مى توانيم جايگاه مناسب
در حوادث جهانى داشته باشيم.
در عين حال، اختلاف ميان امريكا و اروپا و ژاپن هم وجود دارد..
ژاپن خودش به تنهايى يك چيز است. باز اخيراً معلوم شد بنيه اروپايى ها و