آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢٣٣ - گفتار دوم امام خمينى، ولايت فقيه و حاكميت ملى
اشاره
تقابل يا تعاملِ فرهنگِ برخاسته از انقلاب اسلامى ايران با «فرهنگ جهانى»، از آغاز
پيروزى انقلاب تاكنون موضوع بحث هاى مختلفى بوده است. طبيعتاً بررسى روندهاى فرهنگى
ـ اجتماعىِ پيش روى، به عنوان برآيندى از چنين تقابل و يا تعاملى، ادامه منطقى اين
بحث را رقم مى زند. اين گفتار با تأمل در باب فرهنگ و عناصر و مؤلفه هاى تشكيل
دهنده آن، مسئله وجود فرهنگ جهانى را مورد مداقه قرار مى دهد و در آغاز پنج مؤلفه
را با عناوين: «عقلانيت ابزارى»، «كارآمدى»، «سودگرايى»، «فردگرايى مثبت» و «شوكت»
به مثابه عناصر اصلى فرهنگ جهانى، به بحث مى گذارد; بدين معنا كه «منشأ تشعشع» آن
ها غرب بوده و به طور مستمر از كانون اصلى خود در كشورهاى غربى تغذيه مى شوند و در
عين حال، «خاستگاه» آن ها جهانى است و در فرآيندى استدلالى مورد پذيرش ديگر جوامع
قرار مى گيرند. در ادامه، امكان اين كه مؤلفه هاى مزبور، خاص «نظام سرمايه دارى»
باشند ـ با امكان تسرى آن ها به ديگر جوامع ـ مورد اشاره قرار گرفته و مؤلفه هاى
ديگرى نظير «دولت ـ ملت»، «علم تجربى» و «صنعتى شدن» (به عنوان جلوه هايى از
مدرنيسم) موضوع بررسى واقع مى شود. در فرازى ديگر، معنا و مفاد «جهانى شدن فرهنگ»
مورد پرسش قرار گرفته و مسئله شبيه سازى و «همسان شدن» در سطح «شناخت ها»، «ارزش
ها»، «ساختارها»، «تكنولوژى» و نظام «اقتصاد جهانى» مورد توجه قرار گرفته، امكان
«برخورد گزينشى» با مؤلفه هاى فرهنگ جهانى مطرح مى گردد و آنگاه ظهور «مقاومت هايى»
كه در برابر فرآيند يكسان سازى در دولت ـ ملت هاى مستقل به وقوع نشسته، مورد اشاره
قرار مى گيرد. سپس پنج مؤلفه برآمده از فرهنگ انقلاب اسلامى با عنوان: «عقلانيت
ذهنى»، «تفكيك دينى»، «شوكت اسلامى»، «استقلال تام» و «ايده آليسم دور دست» معرفى
مى گردد و شوكت خواهى و «قدرت طلبى»، نقطه «تفاهم» با فرهنگ ديگر واحدهاى جهانى
تلقى مى گردد و «تكنولوژى»، «عقل تجربى»، «نظم اجتماعى» و «مازاد ملى» ابزار كسب
چنين قدرتى شمرده مى شود. در فراز بعدى، با تأكيد بر «عدم وجود اجماع نظر» در باب
ويژگى هاى انقلاب اسلامى و نيز با اشاره به «انباشت سرمايه» و سودآورى به مثابه
«جوهره نظام واحد» جهانى،