آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٨٨ - گفتار چهارم انقلاب آرمان شيعه، امام خمينى و حكومت اسلامى
نيست، مال انگليس و آمريكاست; اما خوب چاره چيست؟ اين امر نيز وجه ديگرى است كه در
تبلور احساسات درونى مردم مسلمان مؤثر بود; خشم درونى يك مسلمان نسبت به انگليس و
كفار و استعمار، براى او يك هويت ذاتى است. استقلال اسلامى جزء هويت و عقيده يك
مسلمان است، كه مسلمان بايد آزاد باشد و تحت سيطره كفار نباشد ـ لن يجعل الله
للكافرين على المسلمين سبيلا ـ و اين جزء ضروريات عقيده هر مسلمانى است. امام خمينى
نيز از اين جنبه بسيار استفاده مى كرد; در قضيه كاپيتولاسيون سخنرانى امام بسيار
مؤثر بود، به طورى كه حتى طبقه تحصيلكرده، دانشجويان، استادان و سياستمداران كشور
احساس كردند اين كه امام مى گويد ما مستقل نيستيم و تحت سيطره استعمار قرار داريم،
حرف حقى است.
در زمينه عامل خارجى و دخالت هاى نابجايى كه در ايران مى شد، شايد بشود گفت
تبليغاتى كه كمونيست ها و روس ها كردند، دست كم در بى آبرو كردن دستگاه حكومت و در
نشر و بيان فسادش و تضعيف آن تأثير داشته است; البته آن ها هيچ نمى خواستند كه
حكومت اسلامى به جاى آن بيايد، ولى فكر مى كردند يك حكومت ماركسيستى تأسيس مى كنند;
همچنان كه بعيد نمى دانم پس از ٢٨ مرداد ٣٢ كه قدرت خارجى در ايران از دست انگليسى
ها گرفته شد و تقريبا به دست آمريكايى ها افتاد، انگليسى ها خيلى اصرار نداشتند كه
شاه و حكومت او را حفظ كنند و اگر انقلاب پيشرفت مى كرد آن ها مترصد بودند كه آن سد
امريكايى را بشكنند تا خودشان حكومت را قبضه كنند. اين ها همه از جمله عوامل خارجى
بوده كه سهم مختصرى داشته است. به هر حال، اين ها همه علل و عوامل جانبى و زمينه
ساز بوده كه به آنچه در اصل باعث پيروزى انقلاب شد كمك كرده; يعنى به آن فكر حكومت
اسلامى اصيل كه در عموم مسلمان ها و بخصوص شيعيان، به صورت يك آرمان درآمده بود و
امام توانست به اين آرمان عينيت بخشد و انقلاب اسلامى را به مثابه پاسخى «تلويحى»
به ندا و تقاضاى درونى مسلمان ها به پيروزى برساند. بر اين اساس كسانى كه مايلند از
طريق جامعه شناسى وارد بررسى و تحليل شوند، شايسته است اين سررشته را كه همان عقيده
به تحكيم حاكميت اسلام است ببينند و بعد به سراغ عوامل و زمينه هاى ديگر بروند.
اين انگيزه اصلى و آن زمينه هاى جانبى به طور مشابه در پاره اى از حركت هاى
پيشين، مانند خيزش ١٥ خرداد، نيز وجود داشت، در حالى كه به دليل توانايى رژيم در
سركوب و يا دلايل ديگرى مثل قوّت ساختارى رژيم و يا عدم مساعدت عوامل خارجى به
موفقيت نرسيد. جناب عالى چه تمايز آشكارى ميان اين برهه و برهه هاى .