آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٩٠ - گفتار چهارم انقلاب آرمان شيعه، امام خمينى و حكومت اسلامى
تقليد بودن امام سبب مى شد كه مردم وقتى مى خواستند به او كمك كنند و وجوهات بدهند،
از كس ديگرى سؤال نكنند; در حالى كه اگر به مرحوم كاشانى مى خواستند وجوهات بدهند
از مرجع تقليد سؤال مى كردند. يا مثلا تا وقتى مرحوم آقاى خوانسارى كه مرجع تقليد
بود از حركت مصدق و كاشانى حمايت مى كرد مردم متدين پيش مى رفتند، ولى وقتى او فوت
شد ديگر يك چنين پشتوانه قوى اى در كار نبود. در هر حال، گرچه رژيم اصرار داشت امام
را مرجع تقليد نشمارد، ولى علما در سال ٤٢ با تجمع در تهران به اتفاق گفتند كه
ايشان جزء مراجع تقليدند. دوم اين كه، امام دوران قاجار و دوران رضاخان و حركت هايى
را كه در اين زمان در گوشه و كنار، اغلب با مركزيت قم رخ داده بود، مشاهده كرده و
از همه درس آموخته بود و با توجه به همه آن خصوصياتى كه در عدم پيروزى آن قيام ها
مؤثر بود قيام خود را شروع كرد. سوم اين كه، امام در كشاكش قيام توانست مراجع ديگر
تقليد را با خود همراه كند; شايد اگر امام نبود آن ها هم اهل قيام نبودند و قطعاً
نبودند; ولى امام توانست آن ها را با خود در قيام عليه نظام همراه كند. اين كار،
هنر بزرگى بود. اگر كسى با او همراهى نمى كرد، نهضت خاموش مى شد. ممكن است بپرسيد
امام چگونه آنان را با خود همراه كرد و چه تدبير و انديشه اى به كار برد؟ به نظر
بنده، امام از دورانى كه در قم بود ـ حتى دوران مرحوم آيت الله بروجردى ـ و از وقتى
كه درس خارج مى گفت براى انقلاب زمينه سازى مى كرد. خاطرم هست كه ما در اولين دوره
درس امام، پانزده، شانزده نفر بوديم، دوره بعد دويست نفر، پس از آن پانصد نفر و سپس
هزار نفر و امام در مجموع اين دوران، نسل جديدى از روحانيت را با فكر انقلابى آماده
كرد; چنانكه ديديد در سراسر ايران همين ها مردم را به سوى امام دعوت مى كردند. قبلا
چنين پديده اى وجود نداشت; علمايى كه من مى شناختم حتى يك شاگرد هم بدين صورت تربيت
نكرده بودند.
امام ابتدا حوزه هاى علميه و مدرّسان را تسليم سخن خويش نمود، و به همراه آن،
مراجع و سپس مردم را با خود همراه ساخت; يعنى امام از طريق دانشجويان و طلابى كه با
فكر و منش خود، آن ها را تربيت كرده بود، از سويى مردم را به حركت درآورد و از سوى
ديگر، مراجع ديگر را كه صددرصد سليقه شان با مشى امام موافق نبود، با خود موافق
ساخت. غالباً افراد متوجه اين شرايط نيستند و خيال مى كنند امام عالمى مثل مدرس و
يا ديگرى بوده كه چيزى گفته و ناگهان جرقه اى پيدا شده; در حالى كه جرقه از حوزه ها
شروع شد و حوزه ها را به طور عمده خود او تربيت كرد و خط داد. او به مرجع تقليد آن
ها تبديل شد، چنانكه وقتى حكم قطعى