آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٩٧ - گفتار چهارم انقلاب آرمان شيعه، امام خمينى و حكومت اسلامى
گونه كه در عثمانى و در گذشته اسلام وجود داشت، وجهى براى پذيرش اين مدعا وجود داشت
كه يك نوع حكومت اسلامى تشكيل شده است; گرچه آن ها ادعايشان اين است كه ما ملزميم
صد در صد احكام اسلام را پياده بكنيم، و در قضاوت ها و قوانين ديگر، در تقيّد به
ظواهر اسلام، پايبندى به نماز و مسجد، و مبارزه با خرافات ـ بنابه اعتقاد خودشان ـ
نيز تا حدود زيادى اين كار را مى كنند و مقيد هستند. اما ادعاى اين كه حكومتمان
حكومت اسلامى خالص همانند صدر اسلام است را كسى قبول نمى كند. آن ها هم چنين ادعايى
ندارند و فقط مى گويند ما يك حكومت سلطنتى داريم كه حامى آن فكر سلفى گرى و مخالف
بدعت هاست. آن ها حتى به وجه ضد استعمارى اسلام هم بى توجهند; چنانكه از ابتدا نه
در متن حكومت و نه در فكر سلفى گرى، ابداً مبارزه با استعمار و كفر لحاظ نشده است;
نه محمد بن عبدالوهاب مى پرسيد كه چرا بايد زير بال انگليس بود و نه سلاطين فعلى مى
پرسند و نه مفتى هايشان، در حالى كه حكومت اسلامى خالص در هويت و شخصيتش مبارزه با
استعمار و كفر و طرفدارى از استقلال پذيرفته شده است. ولى حكام سعودى، به عكس، حامى
قدرت هاى خارجى اند و همين مسئله بزرگ ترين نقطه ضعف حكومت سعودى است; به طورى كه
در بين سلفى هايى كه در كشورهاى ديگر و يا در داخل عربستان هستند، قيام هايى عليه
حكام فعلى صورت مى گيرد. كشورهايى نيز كه تا چند سال قبل به طور علنى از سعودى ها
حمايت مى كردند ديگر حمايت نمى كنند; چرا كه رسماً از امريكا دعوت كرده و عربستان
را به پايگاه امريكا تبديل كرده اند. و بعد در روش زندگى، هر كدام به ثروت اندوزى
در خارج و داخل و عيش و نوش و ساختن قصرها پرداخته اند. بايد اين مسائل را تجزيه و
تحليل كرد تا نكات ضد اسلامى اى كه در اين حكومت است عيان و بيان گردد و بعد حكومت
اسلامى ايران را موضوع بحث قرار دهيم. اولاً آن ها عالم نيستند و امام، فقيه و عالم
بود. قدماى اهل سنت هم مى گفتند خليفه مسلمين بايد يا فقيه عادل باشد يا اين كه
تقوا داشته باشد، فاسد نباشد، گناه نكند. چگونه مى توان اين معيارها را با حكومت
سعودى ها تطبيق داد. اين بذل و بخشش ها و اسراف و تبذيرها، غير از اين كه مظاهر
حكومت فاسد استبدادى و سلطنتى باشد، چه مى تواند بود. البته رعايت كردن ظواهر
اسلام، سلفى گرى و مبارزه با خرافات، نبودن شراب يا فقدان كشف حجاب و مقابله با
بدعت ها، جاذبه اى براى آن ها درست كرده است، و حال آن كه حكومت اسلامى ايران رهبرش
فقيه است و، چنانكه من در يك مجمع اهل سنت گفتم، از خلفاى اربعه كه بگذريم شما در
بين كل حكام اسلامى نمونه اى نظير امام خمينى نمى توانيد سراغ بگيريد. به علاوه،