آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢١١ - گفتار يكم حكومت اسلامى، نهاد مصلحت و چالش هاى آتى
بنابراين، اهداف بزرگى كه من سه چهار تاى آن ها را نام بردم، و شما مى توانيد
بيشتر نام ببريد، همان تحولاتى است كه بيشتر آن ها حاصل شده و به وقوع پيوسته و
پاره اى از آن ها را هم هنوز نرسيده ايم و در راه وصول هستيم. براى مثال، ما
استقلال سياسى داريم ولى استقلال اقتصادى هنوز راه زيادى در پيش دارد. همين طور
موارد ديگرى هست از جمله اين كه در نظام جهانى چه كار بايد بكنيم.
آيا فكر نمى كنيد كه بخش عمده اى از چالش هاى ما، چالش هاى نظرى و تئوريك است؟
البته جناب عالى بيشتر در ميدان عمل مشغول شده ايد و فعاليت نموده ايد و ممكن است
اين حوزه را بيشتر مورد تأكيد قرار بدهيد، ولى امروزه خيلى از بحث هاى نظرى مطرح
است كه گيرهاى جدى ما در آن هاست. ما در تبيين وضعيت كنونى مان و در تبيين راه
آينده جامعه مان و برنامه هايمان دچار مشكل هستيم و اين ها بخش مهمى از نقاط آسيب
پذير ما را نشان مى دهد..
مسائل تئوريك اشكالى ندارد. اين چالش نيست، بلكه اصلا زيبايى است. يعنى اگر
بتوانيم به گونه اى زندگى را تنظيم كنيم كه بحث و مجادله و نقد و انتقاد و اختلاف
در چارچوب درستى انجام شود، بسيار خوب است و تكامل را در پى خواهد آورد. پس راه
تكامل همين جاست. حال اگر فرضاً كسانى بگويند ولايت فقيه را به لحاظ نظرى در شكل
موجود قبول نداريم، اگر در ادامه اش چالشى هم نداشته باشد; يا مثلا همين قيد اسلامى
بودن را بگويند لازم نيست و نبايد در چارچوب مقررات فقهى شما حركت كنيم، بلكه بايد
كاملا حكومت را عرفى كنيم و خود را گرفتار اين قيد و بندها نسازيم; شوراى نگهبان يا
مجمع تشخيص مصلحت مى خواهيم چه كنيم، مجلس و كارشناس ها هستند و تشخيص مى دهند،
خواه فقه جواهرى آن را قبول كند يا نكند و اين بحث مى تواند مطرح باشد و به دنبال
خود مسائل عملى و اقدام عملى و چالش نداشته باشد با فرض ادامه حكومت اسلامى.
بالاخره حكومت دينى يكى از دستاوردهاى ماست و چالش آن نيز اين است كه كسانى با آن
مبارزه كنند، ولى در چارچوب اصول اين حكومت بايد مجال بحث هاى نظرى باشد و ممكن است
موجب تكامل و انتخاب راههاى بهتر شود.
در بعد خارجى، همزمان با وقوع انقلاب تا زمان حاضر تغييرات عمده اى در روابط
بين المللى ايجاد شده است; پايان يافتن جنگ سرد، فروپاشى بلوك كمونيسم و ظهور اروپا
و ژاپن به عنوان قدرت هاى بزرگ اقتصادى، نمودار ديگرى از روابط بين كشورها به وجود
آورده است. در حال حاضر، چنين تصور مى شود كه در منطقه خاورميانه، دو گروه از
كشورها در حال نزديك شدن به هم هستند، گرچه با ايدئولوژى ها .